تبليغاتX
پیام ملت

پیام ملت

انعکاس دهنده خواست های بر حق مردم افغانستان

New minister for counter-narcotic Zarar Ahmad Moqbel wins vote of confidence

New minister for counter-narcotic Zarar Ahmad Moqbel wins vote of confidence amid favor and criticism

By: Abdul Qahar Sarwari

  Mr.Zarar Ahmad Moqbel who is a former Afghan interior minister and a key supporter of President Hamid Karzai during presidential election secured the overwhelming vote of Wolesi Jirga or Lower House of parliament in January and became as counter-narcotic minister in the new cabinet of president Karzai.

  The reason why I have focused on Mr. Moqbel to write while there are 24 more ministers?  

  Really it is an important question that in spite of criticism, rumors Mr. Moqbel had been nominated as cabinet minister by the president after presidential election.

  Like many other officials, Moqbel had also accused of involvement in misusing power, malpractice, embezzlement, corrupting and backing bandits. Even some lawmakers at Wolesi Jirga were against him to find way in new cabinet.

 Even there were rumors that some particular western countries include UK were against Mr. Moqbel and had attempted to block Mr. Moqbel way in gaining endorsement from parliament especially to become as counter-narcotic minister .

 As an Afghan writer and journalist I have decided to analyze the reason for Mr. Moqbel’s success in securing strong support from parliament and finally found that all opposition to him and rumors against him to block his way to the cabinet were based on funny and nonsense reasons such as lingual, tribal and personal differences.

 Firstly the overwhelming support of MPs at lower house in favor of  Mr.Zara Ahmad Moqbel changed all guesses and estimations about him and showed that he enjoys enough support among the Afghan people , even furthermore than those figures who have the control of key departments.

 Secondly, Mr. Moqbel is a young, educated, intellectual and active figure who had served people in the past as interior minister and opened the new chapter for Afghan national police and its reform.

Those Afghans particularly the policemen and security officers are of the view that Mr. Moqbel is a right person and eligible to lead the interior ministry. All those who worked under his leadership in interior ministry have good memories and were relaxed with him.

 

 

 Thirdly, Mr. Moqbel was an active element during Afghan Jihad against the former Soviet Union and also resistance against Taliban and terrorists, but he never was an armed commander or warlord as some people claimed. Rather he was an active figure and elder in political, cultural, logistical and administrative sections. He also had close relations with late commander Ahmad Shah Massoud.

   Also Mr. Moqbel belongs to an important and more respected family in Parwan province of Afghanistan and this privilege has enabled him to have important role in political and social fields in Afghanistan.  Mr. Moqbel enjoys the supports of a powerful network of former commanders, tribal elders, police officers and politicians.

   Mr. Moqbel has also served as a key member of the political party Hizbi Jamhuri Afghanistan (Afghanistan Republican Party) and before the presidential elections this party had opposed the candidacy of president Karzai but due to Mr. Muqbil’s influence later the party backed president Karzai in the electoral process. 

 Keeping all these positive points and key elements, majority of Afghan people especially intellectuals believe that Mr. Moqbel will be a successful figure in his new duty as counter-narcotic minister. Nevertheless, Afghans believe that support of international community would have key role in fighting narcotics and other missions in Afghanistan.

  Afghans also expect that and international community and foreign friends of Afghanistan ought to Afghanistan to look to this country and its problems through their own glasses and assessment and not on rumors speculated by vested interests.

 

  As the supporters of Afghanistan know that Afghanistan presently is in a fragile and critical situation and any carelessness would negatively affect this country and so, it is advisable to accept truth and follow the positive way.

   As it is clear for all that some tribes and sub-tribes live in several parts of Afghanistan, but if we want to have a country we should be a nation and if our supporters want to support a country and a nation, they have to support our unity and integrity.

  Some circles and individuals want to divide Afghans to tribes and sub-tribes but we want to be a nation among other nations in the world.

Also some countries because of backing their own puppets and agents blame some independent Afghans but the way is not logic and useful action.    End

 

 

+ نوشته شده در  Tue 23 Feb 2010ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

سر مقاله :برای حفظ جان ومال مردم بايد تدابيرجدي سنجيده شود

 تداوم افزايش حملام وگسترش نا امني ها، ازدياد فعاليت هاي تخريب  کارانه دشمنان صلح وامنيت ، ت انتحاري وهمچنان رشد سريع فقر وبيکاري مردمرا به شدت نگران ساخته وضعيت عمومي را درکشور ديگر گون  ساخته است . جنگ هاي مدوام درولايات جنوب وجنوب  شرقي کشور ، انجام حملات تروريستي درحملات مسکوني که همواره تلفات زيادي  ملکي را درپي دارد  وناتواني دولت و نهادهاي امنيتي درجهت سرکوب سازي فعاليت هاي دشمنان صلح وثبات باعث شده است تا اعتماد مردم نسبت  به کار آيي دولت وبهبود اوضاع کمتر شود.

ضعف اداره، غيرمسلکي بودن مقامات ازمردم باعث ازدياد نا امنی ولي اعتمادی محروم شده است اکثر کاربدستان نهاد هاي امنيتي  وفاصله شده است . از سوي ديگر توقع جدي مردم از پارلمان کشوربود تا کارهاي را درجهت تامين امنيت ، تحکيم  ثبات وبهبود زندگي مردم انجام دهند ولي پارلمان هم بخاطر موجوديت تعدادي زيادي از افراد کم سواد ونا آگاه وهمچنان پرداختن آنان به مسايل شخصي وسليقوي باعث شده است تا از دست آنها نيز کاري انجام نشود ، عدم موجوديت ظرفيت تخصصي وعلمي درپارلمان  نيز به اين کار تاثير گذار است ودربعضي موارد سخنان احساساتي  وغيرمسوولانه بعضی از اعضاي  پارلمان نيزباعث وخامت اوضاع امنيتي  مي شود به هرحال براي اکثرپارلمانی ها بهبود زندگي خودشان مهم است تا زندگي مردم،  اما تداوم اين وضعيت درکشور وبيکارگي تمام  نهادها فاجعه بار است ، سهل انگاري بيشتر از اين به زندگي  راحت طلبان موقف ناشناس  درقواي  سه گانه دولتي نيز تاثيرخواهد گذاشت بناءً قواي سه گانه دولتي مکلفيت دارند تا در  روند کاري ناکام وخلاف خواست مردمي خود تغيرات جدي وارد  نموده وازجايگاه  وموقف خود  در راه تحقق عدالت ، تامين امنيت سراسري  وتحکيم ثبات وبهبود زندگي مردم استفاده نمايند، دست افراد استفاده جو را از کار گرفته وتدابيرجدي  براي بهبود  اوضاع وحفظ جان ومال مردم سنجيده شود، درغيرآن تداوم اين وضعيت پيامد هاي غيرقابل جبران وفاجعه باري را درپي خواهد داشت.

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

داکتر رهين به تبعيد رفت

 

 داکترسيدمخدوم رهين وزير اسبق اطلاعات وفرهنگ ويکتن  از فعال  ترين ومعياري  ترين وزراي کابينه قبلي آقاي کرزي  به گونه راهي هندوستان شد که حالت وي قصه ها وداستان هاي تبعبد توانمندان نا برابر باسليقه تصميم  گيرندگان رابه خاطر مي آورد.

داکتر سيد مخدوم رهين که درجريان متصدي  بودن پست  وزارت اطلاعات وفرهنگ کارهاي زيادي  درحد توان خود انجام داده  وميان افراط وتفريظ فشار هاي متعددي  را متقبل شد، نامزدي اش به وزارت فرهنگ وجوانان درکابينه جديد آقاي کرزي  ازسوي  ولسي جرگه رد شد.

 گرچه آقاي دکتور رهين بحيث سفير افغانستان درهند کشور را ترک کرد وعده زيادي از دوستان  همکاران  وعلاقمندان اش باوي خدا حافظي نمودند ولي براي نسل نو رفتن آقاي رهين  به خارج يک تمثيل  خوب بود بخاطر دانسنتن شيوه  هاي تبعيد سياسي درگذشته ها
+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

قبيلوي سازي مسئله امنيت به جاي بهبود اوضاع عمومي بي اعتماد ها را درپي خواهد داشت

قبيلوي  سازي مسئله امنيت بي اعتمادي  ها وبيباوري هاي زيادي رادرپي خواهد داشت وميان ديگرساکنان اين سرزمين سوالهاي متعددي را بوجود خواهد آورد ، موضوع ديگري درچگونگي تدويرآن جلسه غيرمعمول وغير ضروري قابل توجه است اين ميباشد که عنوان دادن ساکنان قبيلوي دوطرف مرز آيا ذهنيت به رسميت شناختن خط ديورند نيست واگر چنين است چرا اقاي کرزي باجرئت موضوع را به مردم افغانستان ارايه نمي کند واگرمسئله قومي درميان است وبحث شناساسي خط ديورند مطرح نيست پس چرا آقاي مشرف رئيس جمهورپاکستان  بعنوان هم سنگ وهمتای اقاي کرزي در آنشرکت مي کند ، درحاليکه مشکل افغانستان وجود دارد وآنسويي ها پاکستاني هستند وبراي  منافع ملي پاکستان  فکرمي کنند ، همچنان اگرقبايل  وسران قومي مرزنشين  دروعدههاي خود پيرامون تامين امنيت معضله بي ثباتي ووخامت روز افزون امنيت يکي  از چالش هاي عمده است که دولت افغانستان با آن روبر ميباشد، بيشترين مشکلات نا امني ها درولايات جنوب وجنوب شرقي کشورومناطق هم سرحد با پاکستان  وجود دارد ، ظرف پنج سال گذشته دولت آقاي کرزي بانداشتن يک طرح استراتيژيک وملي براي تامين امنيت سراسري وتحکيم صلح نتوانست  موفقيتي  را درراه  مهار نمودن زمينه هاي خرابي امنيت بدست آورد ، ازسوي ديگرسليقوي بودن ساختار دولت وکاربدستي  افراد ناتوان ومعامله گر درپست هاي دولتي درسطح ولايات ومرکز وهمچنين عدم رسيدگي به خواستهاي مردم باعث شد تا اوضاع عمومي درکشور روز تا روز بدتر شود.

 کار به جايي رسيد که دولت فعلي ديگرتوانايي کنترول آنرا ندارد  واز سوي ديگرحاضر نمي شود تا ناتواني هاي خود را پذيرفته وافراد فرصت طلب واستفاده جو وناتوان را از کار برکنار نمايد فقط به تبديلي آنان ازيکجايي به جاي ديگر اکتفا مي کند.

 به هرحال موضوع جديد که اکنون پيرامون تامين امنيت درولايات مرزي کشور با پاکستان مطرح است مسئله تدوير جرگه امن منطقوي است و روساي  جمهور افغانستان پاکستان با ميانجيگري جورج بوش رئيس جمهور امريکا درسفرشان به غرب بالاي آن به توافق رسيدند  آنها تصميم گرفتند تا بخاطرحل معضله امنيتي درجنوب افغانستان جرگه را به اشتراک سران قبايل ساکن  دردوطرف سرحد تدوير نمايند گرچه جرگه ها براي حل مسايل مهم درافغانستان ازجايگاه خاصي برخوردار است ولي اين بار اين جرگه رنگ وبوي ديگري دارد . دراين جرگه ظرفيت هاي استفاده جويي ، تفرقه اندازي وخود نمايي بيشتر تا وزنه موثريت وکار آيي وجود دارد.

 اين جرگه همان گونه که ازشکل  وطرز تدوير ومحدوده مشخص آن پيداست بطور بسيار آگاهانه وبرمبناي منفعت هاي نامشروع منطقوي طرح ريزي شده وضمن داشتن چند پس منظر نامشخص وتاريک پيام تفرقه جويي ومحيط گرايي را باخود دارد.  معضله امنيت درافغانستان  يک معضله ملي وسراسري است وبايد اين معضله با ايفاي نقش تمام مردم ساکن درافغانستان درآن حل شود ، بدون شک قبيلوي  ومحيطي سازي آن ، آن هم بارنگ نا متجوجلوگيري  از مزاحمتها صادق باشند ميتوانستند تاحال اين کار را انجام ميدادند، ازسوي ديگر آقاي کرزي با پذيرش تدوير جرگه با اين شيوه قبيلوي به ادعاهاي پرويز مشرف مبني بر جايگاه داشتن طالبان درميان پشتون ها وحمايت قبايل  پشتون از آنان مهر تائيد مي گذارد چون خودش نشانميدهد که مشکل امنيتي  افغانستان قبيلوی است .

مسئله ديگر باز شدن باب امتياز خواهي پيرامون اين جرگه است مانند مراجعه نمودن سران قبايلي نزد آقاي کرزي واعلان حمايت شان از اين پروسه واقعا بسيار سوال برانگيز است چون چرا تاحال اين کارا نکرده اند، امابگونه سنتي تجارتي شدن حرکات  ونمايشات دردهه هاي اخير دراکثرمناطق سرحدي وپرجنجال کشور چنين نمايشات رادرپي دارد، ناگفته نبايد گذاشت که اظهارات اخير پير سيد احمد گيلاني پيرامون ايفاي نقش دراين جرگله قابل توجه بود، چون درسال هاي اخيرهمچو مسايل يکتعداد احترام طلبان منتظرچانس را به حرکت مي آورد وهرکدام راه هاي برآورده شدن خواسته هاي خود را جستجو مي کنند ، آقاي گيلاني ادعاکرد که دردو طرف سرحد  ارادت مندان زيادي  دارد ، اگر واقعا آقاي گيلاني تاثيري درمنطقه دارد چرا تا اکنون از آن درجهت بهبود امنيت استفاده نکرده است ويا منتظر چانس نشسته است که بتواند طبق خواسته خود  از آن استفاده کند، درآن  صورت  اين کار چگونه تعبير خواهد شدوتاچه وقت اين مردم مظلوم بايد براي برآورده شدن خواسته هاي عده زحمات را متحمل شوند، ازسوي ديگر پيرامون مسايل صلح کميسيون به رياست پروفيسور صبغت الله مجددي وجود دارد وآن ميتواند  در اين مسايل نقش ايفانمايد پس آيا اين اظهارات آقاي  گيلاني همزمان با اظهارات اخير اقاي مجددي شوق جانشيني وي را به نمايش نمي گذارد؟

 به هرحال کشور افغانستان و مردم بيچاره افغانستان ديگرتوان تحمل بازي ها ومعامله هاي تاريک وبي پيامد براي خودشان را ندارند، بي امنيتي يک مشکل عمده درکشور محسوب مي شود وبايد با يک ديدگاه ملي براي مبارزه با آن وتامين امنيت سراسري کارهاي عملي انجام شود درغيران اين بازي هاوحرکت هاي احساساتي وقبيلوي تفرقه وبي

 اعتمادي ملي رابميان آورده وحقايق تاريخي را کم رنگ مي سازد

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

نگاهي به مبارزات لوي حارنوالي برضد فساد اداري واظهارات اخير آقاي مجددی

فساد اداري ، رشوه ستاني مردم آزاري وحاکميت روابط درنهادهاي دولتي ازجمله مشکلات هستند که مردم را به شدت آزار ميدهند.

فساد ورشوه به حد بي سابقه خود دربدنه دولت ازمرکز شروع تا ولايات وولسوالي ها رسيده است، حتي دربدترين شرايط کشور مردم آزاري وفساد اداري به پيمانه کنوني و درکشوروجود نداشت و در ادارات دولتي چه مرکز وچه اطراف تمام اين کارها بطور علني انجام مي شود ، ادارات دولتي درمرکز بگونه تجارت خانه ها ودراطراف و ولسوالي هاهمچو دکان ومراجع معاملات عايداتي براي کاربدستان مبدل شده است .

مسئله مبارزه بااين پديده هاي زشت براي مردم جالب بوده وهر شعار وسرصداي پيرامون اين موضوع توجه مردم را بخود جلب مي کند. اعلان جهاد ازسوي آقاي عبدالجبارثابت لوي حارنوال افغانستان همزمان با تقررش دراين سمت وجديت عمل وي مردم را کاملا اميدوار ساخت ، آقاي ثابت اعلان نمود که تصفيه حساب راازبدنه لوي حارنوالي که واقعا قبلا بيکاره بود آغاز مي کند، ولي بدون آگاهي مردم ازکار کرد وي درمرکز به هرات سفر نمود وسروصداي زيادي در آنجا بميان امد ، آقاي ثابت آنجاعده را به خيانت وفساد متهم نمود واشخاص جديدي را دربعضي پست ها گماشت ولي در روز هاي اول گماشتگان وی گناهان بزرگي چون زنا ، شراب نوشي وروزه خوري را در ماه رمضان مرتکب شده وازسوي پوليس دستگير شدند، برطرفي قوماندان پوليس سرحدي ميدان هواي ازسوي وی که مردم آنرا در انجام کارهايش موفق مي دانستند مورد سوال برانگيز ديگري است.

متهم نمودن رئيس عمومي راديوتلويزيون ملي به اختلاس وبعد خاموش شدن درمقابل آن ومتهم نمودن وبرکناري شاروال هرات به اتهام اختلاس بيشتر از سه مليارد افغاني که يک رقم بسيار برزگ است بازهم به مردم جالب بود ، ولي معلوم نبود که اين ادعا ها برمبناي اسناد صورت مي گيرد وياسليقه وحدس وگمان ، درهرات اگر به نشانه هاي بازسازي توجه شود به مراتب ازکابل کار بهتر درآن صورت گرفته وباوجود تراکم نهاد هاي داخلي وخارجي وسرازير شدن مليارد ها دالر وداشتن امتياز پايتخت بودن درکابل به اندازه هرات کار صورت نگرفته ونظم تامين نيست، به هر حال بايد فساد نابود گرديده و از فساد بيشتر وخائن هرگز حمايت صورت نگيرد ولي تمام حرکات واقدامات بايد برمبناي سند ومدارک استوار باشد وباحدس وگمان واحسات به آبرو وحيثيت اشخاص بازي صورت نگيرد ، اما ديده مي شود ه باوجود پردامنه بودن فساد دردولت که محاکم وستره محکمه نيز درقبل از بدنام ترين ادارات بوده است وتمام دوسيه ها به حالت خود باقي بوده وافراد بيگناه دربند باقي مانده ولي مسوولين آن نهاد مهم جز تن پروري امتياز گيري وخروپف کارديگري نداشتند ، مبارزه آقاي لوي حارنوال باعکس العمل هاي گونا گوني همراه بود ، از آقاي نجيب روشن رئيس عمومي راديو تلويويزون دولتي سخنگوي رئيس جمهور چند قبل به نحوي دفاع نمود ويک سلسله حرکات شايد هم ازجمله متهم وبرکنار ساختن شاروال هرات آقاي پروفيسور مجددي رئيس مشرانو جرگه ورئيس کميسيون تحکيم صلح را به شدت ناراحت ساخت تاسرحدي که آقاي مجددي هشدار داد که درصورت عدم رسيدگي دولت به خواست هايش درظرف دوماه از رياست مشرانو جرگه کناره گيری خواهد کرد مجددي که از حاميان ونزديکان اقاي کرزي محسوب مي شد به شدت به اعتبار وجايگاه دولت آقاي کرزي وشخص خودش لطمه وارد کرد ازسوي ديگر هزار چرا ها را پيرامون چگونگي مبارزه لوي حارنوال با فساد ورشوه بوجود اورد ، آقاي کرزي هم بازي عجيبي را انجام ميديد هم از آقاي مجددي دفاع مي کند وهم ازلوي حارنوال اما معلوم نيست که سنگ کدام شان پروزن تر خواهد شد ، اما کاري نشود که آقاي ثابت قضيه آقاي رمضان بشردوست وزير اسبق پلان را دراذهان زنده نمايد، به هرحال فساد ورشوه بايد نابود شوند ولي اين بهانه نبايد وسيله تحقق خواسته هاي مرموز باشد ، سوال ديگر اينجاست که چرا آقاي ثابت از هرات به قندهار نه آمد ويا درکابل توقف نکرد ويا هم به ولايات ديگري نرفت ومزارشريف را ترجيح ديد به هر حال اميدواريم جز هدف نيک ونابودي پديده هاي زشت ياد شده بازي ديگري درميان نباشد وآقاي ثابت نقش مرکزي يک سناريو رابعهده نداشته باشد، به هرحال ثابت قدمي آقاي ثابت دراين راستا مردم را اميدوار ساخته است ، به اميد آنکه روزي مردم شاهد روي کار آمدن اداره سالم ومردمي درکشور شان باشند.

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

گراميداشت از روز قدس وتفات امروزي آن با روز هاي پار

مسلمانان جهان مکليفت دارند تا همدردي وهمبستگي خود را به مردم مسلمان، مقاوم ومظلوم فلسطين نشان داده و از روز قدس به گرمي تجليل نمايند. بيت المقدس که درفلسطين است يک مکان مقدس در اسلام بوده ونخستين قبله مسلمانان ميباشد و او مسلمانان را به حمايت خود مي طلبد، فلسطين يک عضو مجروح ومظلوم بدنه جامعه اسلامي درجهان است که بايد براي مرحم گذاشتن بالاي زخم هاي آن ورهايي اش از ظلم واستبداد مداوم رژيم غاصب وظالم صهيونيستي، جهان اسلام کارهاي ارزنده را انجام دهد.

پراگندگي جوامع اسلامي وموجوديت اختلاف ميان آنان باعث مي شود تا اعضاي اين بدن بگونه هاي مختلف ودرجاه هاي مختلف مورد ظلم وبيداد گري قرار بگيرند که فلسطين مظلوم يکي از نمونه هاي بارز آنرا تشکيل مي دهد، بناءً لازم است تا براي مقابله با توطئه هاي دشمنان اسلام که در اين اواخر بيشترشده است ودفاع از اعضاي جامعه اسلامي، مسلمانان جهان وسرزمين هاي اسلامي با هم متحد شده وحضور قوي ونقش تعيين کننده جهاني خود را بدست آورند.

بدون شک حالت فلسطين وماحول او وبرداشت هاي مسلمانان نسبت به آن امسال نسبت به سال هاي ديگر کاملاً متفاوت است. امسال مسلمانان جهان با ذهن روشن تر وديد گاه عميق تروقلب اميدوارتر به آن نگاه مي کنند، جايگاه اسرائيل بعنوان يک قدرت شکتست ناپذير در اذهان جهانيان ومسلمانان، بخصوص جامعه عرب اکنون کاملا تفاوت نموده ومقاومت افتخار آميز وقهر مانانه حزب الله ومردم مسلمان لبنان درمقابل هجوم وحشيانه اسرئيل وتوطئه هاي جهاني حاميان آن ماهيت اصلي آن لانه شر را به نمايش گذاشت ، مقاومت ومبارزه پر افتخار لبناني هاي مقاوم باعث شد تا اسرائيل باشکست فاحش وچهره پراز شرم وزشتي بر گردد. بدون شک اين مقاومت وپايمردي اميد هاي فراواني را درميان جوامع اسلامي بوجود آورد ، از سوي ديگرتوطئه ها وحرکات زشت دشمنان اسلام درسطح جهان مسلمانان جهان را تکان داده وآنان را متوجه حرکات کينه توزانه دشمنان درکمين نشسته اسلام وميراث بران عقده مندجنگ هاي صليبي نمود.

ازحرکت غير انساني وتوهين آميز مطبوعات دنمارکي شروع تا فعاليت هاي گسترده براي حمايت ازين حرکت زشت در غرب حتي درحلقات قدرت و تا اظهارات احمقانه وعقده مندانه پاپ بنديکت شانزدهم. تمام اين حرکات نشان داد که دشمنان جهاني اسلام هرگز از بدنيتي هاي خود دست نه برداشته وهرلحظه منتظر فرصت اند بنا اين توطئه هاي پر دامنه وحسابي درغرب به ضد اسلام يک زنگ خطر جدي بداي مسلمانان محسوب مي شود تا متحد ويکپارچه شده وازحضور ووجود وارزش هاي خود دفاع نمايند، تفرقه انداذي يکي از خصلتهاي ديرينه دشمنان اسلام است وانها همواره ازين ترفند استفاده کرده اند . اکنون نيز به شدت پيرامون اين مسئله کار می کنند تاجلو اتحاد وهمبستگي جوامع اسلامي را گرفته وميان آنان بيشتر از پيش تفرقه ودوري ايجاد نموده وهرکدام آنان را به تنهايي مورد سرزنش قرار دهند که عزم قوي مسلمانان اين آرزوهاي نادرست آنان را به خاک يکسان خواهد کرد مانند مقاومت مسلمانان مقاوم لبنان .

مقاومت درلبنان را بعنوان يک درس وآزمون جدي مي شود تلقي کرد ، چون اسرائيل غاصب با تمام امکانان هجوم را آغاز نموده وتوسط اکثر قدرت هاي بزرگ جهاني چون امريکا ، انگليس وغيره حمايت مي شد اما درمقابل حزب الله ومردم مسلمان لبنان به رهبري مرد مقاوم وآهنين اراده سيد حسن نصر الله به تنهايي مقابله مي نمودند. درآغازيکتعداد کشورها وحلقات بسيار محدودي درحد اخلاقي همدردي خود را با آنان اعلان نمودند ولي اکثر کشورهاي اسلامي باگذشت روزها از ابراز نظر خود داراي مي کردند. همت تصميم گيري وجود نداشت وشکست ونابودي مقاومين لبنان وبعد فلسطين را حتمي مي دانستند واسرائيل را برنده حساب مي کردند ولي قوت ايمان ومقاومت جان بازانه لبناني ها هم محاسبات راغلط ثابت نموده واسرائيل را به شکست مواجه ساخته وآن مهاجم وحشي ا باحاميات شان رسوا نمود . اين مسئله نشان ميدهد که اراده وايمان قوي ميتواند هرنا ممکن را ممکن ساخته وتداوم حضور وزندگي را حتمي بسازد.

نبابر اين مسلمانان جهان که اميد تازه بدست آوردند وحرکات عقده مندانه دشمنان اسلام را متوجه شدند بايد ازخواب بيدار شده وقهرماني لبناني ها را در سرمشق خود قرار داده ومتحدانه ازفلسطينی هاي مظلوم وقدس محصور دفاع نمايند.

عبدالقهار سروري

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

رمضان ماه خود شناسي وخود سازي است

روزه يکي ازارکان دين مقدس اسلام وماه مبارک رمضان يکي از ماه هاي مهم وسازنده براي مسلمانان ميباشد. مسلمانان مکلف اند تا در ماه مبارک رمضان يک دستورمهم خداوند را با گرفتن روزه به جا آورند.

ماه مبارک رمضان وروزه براي خودشناسي ، خداشناسي وخود سازي يک مکتب ودوره مهم وسازنده محسوب مي شود مسلمانان دراين ماه مبارک مورد آزمايش خدا«ج» قرار گرفته وبارازداري وصداقت اين فرض مهم را به جا مي آورند ، ميان روزه دار و خالق او هيچ واسطه وجود ندارد وحد صداقت وپابندي به اين آزمون مهم صرف براي خداوند اشکار است . خداوند بزرگ درمقابل آزمون خود برای بندگانش امتيازات مهمي را درنظرگرفته است ، تفاوت جدي پاداش کارهاي نيک وعبادات دراين ماه با ماه هاي ديگر ومورد مزاحمت ولطف قرار دادن مسلمانان ازجمله امتيازات مهم است ، ازسوي ديگر اين ماه پر برکت تاثيرات بسيار ارزنده وعميق بالاي شخص واجتماع دارد، دراين ماه انسان به مبارزه جدي درمقابل نفس سرکش مي برآيد. خواهشات نفساني را زير پا نموده ودستور خداوند رابه جا مي آورد شخص روزه دار دراين ماه متوجه مسايل بسيار مهم شده وخوبي هاي خود را تقويه نموده واز تکراربدي ها اجتناب مي ورزد.

اين ماه انسان صادق وپابند به دستورات الهي وشخص روزه دار را تکان جدي داده و راه هاي روشن تري را به وي نمايان مي سازد، ازلحاظ اجتماعي هم اين ماه اثرات مهم وسازنده دارد مانند با خبرشدن از حال واحوال فقرا از دياد صمِيميت ونيکي ها درمقابل يکديگرکه خاصيت رمضان است وکمک به مستمندان وناتوان ها با پرداختن فطر روزه وديگر مساعدت هاي خير خواهانه .

ازسوي ديگر اين ماه پر برکت به صحت فرد واجتماع نيز مفاد زيادي دارد ، گرفتن روزه مريضي هاي گوناگوني را از بدن انسان دور مي سازد قسميکه حتي علماي غيراسلامي براي تداوي تعداد زيادي از امراض گرفتن روز را البته به طريق که خودشان تجويز مي کنند سفارش مي دهند، واين موضوع دردين ما درجمله ارکان ديني وعبادات مهم محسوب می شود بدون شک اشخاص مفيد صالح وصحت مند ، جامعه مفيد وصحت مند را بوجود مي آورد.

بنا بايد مسلمانان ازبرکت هاي اين ماه پرفيض بهره برده ونگذارند که آن از نزد شان بدون آنکه اندوخته ارزشمندی ازآن براي دنيا وآخرت خود بدست آورده باشند برود ووقت آنان درغفلت سپري شود

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

بدخشان آرام عوض بازسازي مورد بمبارد مان قرارگرفت

درولايت آرام وبي جنجال بدخشان به جای ضعف مسووليت وبي اعتنايي خارجيان جنجال ايجاد مي کند جاي تاسف وشرم آوراست .

درولايت که هيچگونه مشکل در سر راه پروسه صلح وثبات ازسوي مردم وجود ندارد ومردم آن ولايت جز به صلح وآرامش به چيزي ديگر فکرنمي کنند بمباردمان طياره هاي نيروهاي خارجي مستقر درکشور افراد ملکي را به کام مرگ سپرده وآرامش محيطي را ازبين برد.

مشکل عمده بدخشان وبدخشاني ها، تنبلي وبيکارگي واستفاده جويي مسوولين آن ولايت ودست داشتن آنان در فساد اداري و مردم آزاري وهم چنين يک سلسله تفرقه اندازي هاي آگاهانه بعضي از کاربدستان براي سپردن آنولايت به کام نا امني وتشنج مي باشد.

ولايت بدخشان که يک ولايت آرام ، پرنفوس وپر مشکلات ولي داراي ساکنان صلح دوست وآشنا با ارزش هاي انساني ميباشد بطور ناعادلانه از توجه دولت بازمانده است که ذهنيت محيط پسندانه مقامات وناتواني وتن پروري مسوولين آن ولايت دليل اصلي اين کار مي باشد. مردم بدخشان هميشه منتظر توجه دولت بوده اند ولي همواره مورد توهين وحرکات نادرست قرار گرفته اند، توهين توسط مسوولين غيرمردمي وغيرمنطقوي آن ولايت وحرکت بسيار بد ونادرست بمباردمان اخير بواسطه نيروهاي خارجي مستقرر درکشور بمباردمان يک ولايت آرام وداراي مردم صلح پسند چه پيامدي جز نا امني محيطي وبي اعتمادي مردم نسبت به دولت افغانستان وخارجي هاي موجود درکشور ميتواند داشته باشد، اين کار نادرست بي کفايتي مسوولين وبي اعتنايي وزشت صفتي نظاميان خارجي را نشان ميدهد، چندي قبل طياره هاي نظامي خارجيان مستقر درکشور بدون کدام دليل موجه مناطق مسکوني را درولسوالي وردوج ولايت بدخشان مورد بمباردمان قرار دادند که درنتيجه چند تن ازهموطنان مظلوم ما در ماه مبارک رمضان ودرفضاي آرامش محيطي شهيد وزخمي شدند، اما مسوولين بيکاره تا اکنون کاري راانجام نداده اند.

همچو حرکات نادرست نفرت وانزجار مردمي رابميان آورده وجبهات جديد مخالفت راايجاد خواهد کرد درحاليکه نيروهاي داخلي وخارجي تا اکنون توانايي مقابله با جبهات جنگ درجنوب وشرق کشور را ندارند وازشدت حملات وگسترش فعاليت هاي مخالفين خود به سطوح آمده اند ودر اکثرموارد همين رفتار هاي زشت مسوولين وحرکات نادرست وبي اعتنايي هاي خارجيان جبهات مخالفت را باز نموده است .

مسوولين کشورمکلفيت دارند تا متوجه مهميت موضوع شده و ازتکرار همچو حرکات جلوگيري نمايند، درغير آن دامنه مخالفت ها گسترش پيدا خواهد نمود.

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

جميل کرزي هنوز نميداند که چگونه سخن بگويد

سخنان نادرست وتوهين آميز جميل کرزي يکتن ازاعضاي ولسي جرگه پيرامون کار کرد هاي رسانه نادرست ونا برابر با ادب سخن گفتن ومعيارهاي اخلاقي بود.

جميل کرزي ازسخنان وديدگاه اش مشخص مي شد که چه اندازه ظرفيت داشته وچگونه به پارلمان راه يافته است بدون آنکه حد وموقف خود را بشناسد رسانه هارا درمجموع به دروغگويي وفعاليت هاي ضد دولتي متهم کرد.

البته اين بارنخست نيست که رسانه هاازسوي اعضاي ولسي جرگه بي موردمورد اتهام قرار مي گيرد ولي سخنان جميل کرزي بسيار بيهوده غيرمنطقي وشرم آورد بود.

بدون شک موجوديت يکتعداد اشخاص بي سواد ناتوان وبي باور به ارزش هاي انساني درپارلمان کشور از وزنه آن نهاد به شدت کاسته است واکثر آنان چون چيزي براي گفتن نداشته وهراس دارند که رسوايي ها ونا توان هايشان توسط رسانه ها آشکار نشود ، رسانه ها را بي شرمانه مورد حمله قرار ميدهند.

جميل کرزي گرچه به بعضی ازمقامات دولتي هم حملاتي داشت ازجمله وزراي دفاع، داخله ورئيس عمومي امنيت ملي وقوماندان امنيه کابل ، ما به آن کاري نداريم چون آنهاهرچه که هستند کرزي کلان يعني آقاي رئيس جمهور آنان را ساخته وگماشته است واقعا براي يک ملت مايه شرم است که همچو افراد که به ارزش هاي انساني باور نداشته وبه آن به شدت توهين مي کنند و ادب وطريق سخن گفتن را ياد ندارند درمرجع مهم چون پارلمان حضور دارند.

وقتيکه جميل کرزي چنين بي ادبي را درمقابل رسانه ها انجام ميدهد پس چه جريانات وکارهاي مورد تائيد وي قرار دارد، فعاليت پر شهرت قاچاق چيان مواد مخدر وقمار هاي مليون دالری ويا چيزديگر بدون شک بعضي ازاين قماش افراد با کله جنبانيدن خود را موافق نظريات کرزي ميدانستند، جميل کرزي وبعضي از اعضاي ديگر ولسي جرگه که روي بعضي ترفندها ومصلحت هاي نادرست به صحنه آمده اند وارزش موقف ومسووليت خودرا نميدانند بايد بي فهمند که مسووليت شان چه است وچه بايد بگويند ، بدون شگ نمايند گان مردم محترم اند وبايد به گفته هايشان ارزش قايل شداما نمايندگان مردم وياکسانيکه روي معاملات به پارلمان راه يافته اند بدانند که آنهاطرف يک قرار داد حقوقي با مردم اند وبايد انعکاس دهنده خواست هاي مردم باشندنه عقد گشايان بي هدف وبي مسووليت ، مصئونيت هاي راکه قانون به اعضاي ولسي جرگه درنظر گرفته است آن به اين مفهوم نيست که آنها هرچه که دل شان خواست بگويند محترم اندنه نه معذور چون تنها سخنان اشخاص معذور وآزاد از احکام شرعي برمبناي عذر شرعي چون نبود عقل وهوش وقوه تفکيک اين تعريف وحق را بدست مي آورد ارزشي ندارد وقابل پيگرد نيست ولي خارج شدن سخنان مشابه به همچو تعريف ها از زبانيک امتياز گيردر مرجع نمايندگي مردم وکله جنبانيدن توسط بعضي هاي ديگر نشان ميدهد که يک سلسله حرکات نادرست احساساتي وتقلبي پيرامون سرنوشت مردم چقدر شرم آور وداراي پيامد هاي زشت است.

افراد واجب الاحترام تا هنگاميکه زمينه بي احترا مي را خود شان مهيا نکنند بطوردرست احترام مي شوند ولي هنگاميکه آنا به ديگران توهين کردند چنان توهين شوند که هرگزدرزندگي آنرا فراموش نکنند. مانند اين آقاي بي ادب که به تمام کارکنان رسانه ها اتهام درغگويي رابست.

به اين آقا وهم فکرانش مي گوئيم که براي ما مهم نيست چه کس چوب خطي کدام شخص وکدام مرجع ميباشد واز افشاي حقايق چقدر ناراحت مي شود ولي براي ما مهم اين است که حقايق را بگويم و مردم خود رادرجريان واقعيت ها قرار دهيم بدون شک موجوديت اشخاص بي انديشه ، استفاده جو وبي باور به ارزش هاي انساني درولسي جرگه وديگر نهاد هاي مهم توهين به مردم افغانستان است.

+ نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

سرمقاله:در دستگاه دولتي افغانستان عوض تبديلي بايد به نو سازي مهره ها توجه شود

مشكلات و نابساماني هاي كاري  در ادارات  دولتي روز افزون  بوده و آقاي  كرزي با وجود و عده هاهي زياد تا هنوز  نتوانسته است كاري را در جهت بهبود سيستم كاري  حكومت و استخدام مهره هاي شايسته و دلسوز به وطن در پست هاي دولتي انجام دهد.

موجوديت مهره ها و كادر هاي توانمند در بدنة  دولت يک ضرورت است، هر قدر امكانات  فراهم شود و هر قدر سر و صدا هم صورت گيرد توسط انسان هاي ناتوان، بد نام و ناكام امكان تحقق اهداف مهم و بزرگ وجود ندارد، هر هدف نيك در صورت موجوديت  وسيلة نيك و مفيد بر آورده خواهد شد.

شايد آقاي كرزي صادقانه شعار هاي را براي نابود سازي رشوه ستاني و فساد اداري و بيكارگي در نهاد هاي دولتي  سر بدهد و شايد به واقعيت بخواهد بدنة دولت كار آو مردمي ساخته شود اما امكان  دارد روي بعضي ملحوظات در استخدام افراد  و تطبيق كنندگان بر نامه دچار  اشتباه شود، به همين منظور است  كه ظرف چهار و نيم سال گذشته با وجود مصرف امكانات فراوان و ايجاد تشكيلات و سيع  در مورد اصلاحات اداري و مبارزه با ارتشا و فساد اداري تا هنوز كار مثمري  صورت نگرفته و نا بساماني ها و مردم آزاري ها هر روز بيشتر ميشود.

اين موضوع هم براي مردم افغانستان ثابت شده است و هم به خود آقاي كرزي و هم به جهانيان كه گروپ تشكيل شده كاري كه مانند يك شبكة خاص بوجود آمده رخنه كردن در آن و يا خارج شدن از آن به سادگي صورت نمي گيرد و مهره هاي موجود هميشه بايد در صحنه باشند و از يكجا به جاي ديگر تبديل شوند، آنها ظرف چهار و نيم سال گذشته در جاه هايكه بوده اند جز ضايع نمودن وقت و امكانات كاري ديگري را انجام ندادند و يك گروپ بيكاره و بي پروا ثابت شده اند كه اكثر شان كم سواد و فاقد شرايط كاري در پست هاي عالي و نيمه عالي ميباشند، اين مسئله ثابت شد كه تغير و تبديلي آنها هر گز مفيد نبوده و يك طريق نادرست و نامعقول است، چون ناتوان و ناكام را در هر جايكه كه ببري همان ناتوان و ناكام است و كاري را نميتواند انجام دهد، بناءً لازم است تا آقاي كرزي  از اين شيوه نادرست  دست كشيده و شبكه را تخريب نموده و اعضاي ناتوان  آنرا با مهره هاي توانمند معاوضه نمايد و چانس كار را براي افراد واجد شرايط و دلسوز به وطن فراهم سازد، البته ادارة  اصلاحات اداري ايجاد شده با طرز كاري فعلی اش جزيك باب مصارفاتي اضافي و يك در وازه اضافي براي عبور همان كار بدستان ناتوان چيزي ديگري نيست و مفديت ندارد، اين موضوع مهم است و بايد آقاي كرزي متوجه آن باشد چون در اخير تمام مسووليت ها متوجه وي خواهد بود و همان اشخاص نا موفق هم در اخير يك خنده به سويش خواهد كرد كه چقدر ساده بود که با وجود همه...هيچ رد مارا رهانكرد.

+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

ابراز حساسيت رسانه هاي غربي در مقابل عملكرد هاي مستقلانه دولت افغانستان چه مفهوم دارد؟

مردم افغانستان حاضر نيستند تا هيچ امتياز را با آزادي و استقلال كشور خود معاوضه نمايند.

 اين مردم سالها براي كسب استقلال جنگيده و قرباني هاي فراواني را در اين  راه متحمل شده اند، از همكاري كشور ها و نيرو هاي خارجي در جهت از بين بردن رژيم تروريستي و غير مردمي از افغانستان  مردم اين كشور قدر داني نموده و بدون شك از تداوم حضور آنان صرف بعنوان نيرو هاي همكار براي  تأمين  امنيت و تحكيم ثبات  در كشور استقلال مي كنند وحضور و وجود اين نيروها هم به همين دليل و هدف است، در غير آن هيچگونه توقع وبرداشت غير از آنچه که براي مردم افغانستان گفته شده است ومردم هم پذيرفته اند، براي افغانها قابل قبول نيست، آقاي کرزي رئيس جهمور افغانستان ظرف چهارونيم سال گذشته مورد حمايت کشور هاي غربي قرار داشته وغربي ها وي را شخص مناسب به اداره امورا فغانستان مي دانستند، ولي امسال يک سلسله سروصدا هاو انتقادات از سوي رسانه ها و بعضي شخصيت هاي غربي حتي امريکا برعليه وي شنيده شد، تاجايکه زمزمة کناره گير آقاي کرزي سر زبان ها آمد، اما در اثر تلاش هاي ديپلوماتيک وسفرهاي مکررمقامات ارشد امريکايي از جمله وزير خارجه آن کشور خانم رايس به تداوم حمايت امريکا وکشورهاي غربي از آقاي کرزی تأکيد نمود اين سروصدا ها خاموش ولي اخيراً دوباره اين سروصداها در مطبوعات غرب به راه انداخته شد، اين سروصداها که بسيار سوال برانگيز است پاسخ واحساسات روشن ومشخص آقاي کرزي را درپي داشت.

آقاي کرزي در کانفرانس مطبوعاتي که همراه با صدراعظم کشورهالند در قصر رياست جهموري داشت در پاسخ به سوال يکي از خبرنگاران دراين مورد گفت: مخالفت دولت افغانستان با شيوه عمل نيروهاي ائتلاف بر عليه تروريزم باعث بروز اين سروصداها شده است و دولت افغانستان مستقل عمل خواهد کرد.

بدون شک اگر قضيه چنين باشد واستقلاليت کاري وتصاميم آزادانه دولت افغانستان غربي ها را   ناراحت بسازد بدون شك دور نماي اين حركات با حضور  نيرو هاي خارجي در كشور براي افغانها سوال بر انگيز است، البته افغانها از اين  اظهارات و روشنگري آقاي كرزي استقبال مي نمايند.

+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

قاضي القضات جديد بايد در جهت تحقق عدالت در داد گاه عالي و بهبود سيستم قضايي كشور تلاش جدي نمايد.

ظرف چهارونيم سال گذشته يكي از پر جنجال ترين و ناشفاف ترين نهاد هاي دولتي ستره محكمه افغانستان  و نهاد هاي مربوط  به آن بود، فساد اداري، رشوه ستاني،  كار شكني و حتي انجام معاملات بزرگ داخلي و خارجي از جمله نقطه هاي برجسته بود كه در دادگاه عالي  افغانستان وجود داشت، اگرچه مشكلات فساد و رشوه ستاني  در تمام نهاد هاي دولتي  افغانستان وجود داشت و دارد، اما موجوديت اين پديده هاي زشت در دادگاه  عالي كشور كه مرجع تأمين   عدالت بوده  و بيشتر علمای دين كار را در آنجا  بدست دارند قابل توجه و داراي عواقب  و پيامد هاي بسيار بد بوده است.

آقاي شينواري قاضي القضات انتصابي اسبق كه با سن بلند و حوصله كم كه  داشت  ضمن اينكه نتوانست دادگاه عالي كشور را  بطور درست اداره نموده و جلو فساد و معامله گري را در آنجا بگيرد.

بلكه در بعضي موارد خودش مقصر جدي بوده و يك  سلسه اظهارت و اقدامات غير ضروري و غير مسوولانه  را انجام داد كه هم آزادي و عزت نفس  خودش را زير سوال برد  و هم  استقلاليت دادگاه عالي را، حركات غير ضروري آقاي شينواري  به شدت به اعتبار دادگاه  عالي لطمه وارد كرد از جمله تقاضاي شرم آور براي بقاي حضور  سفير اسبق امريكا در افغانستان و ده ها مورد ديگر.

اكنون آقاي عبدالسلام (عظيمي) قاضي القضات انتخاب شده كشور كه توسط راي پارلمان مشروعيت كاري را بدست آورده است و خودش نيز يك شخص اكادميك و توانمند و با حوصله است، مسووليت بسيار جدي دارد تا در جهت بهبود سيستم قضايي در كشور، پاك سازي به بدنة دادگاه عالي از عناصر استفاده جوو  مردم آزاد و دور نگهداشتن دادگاه عالي كشور از معاملات و كار هاي  غير ضروري و بي ارتباط به كار اين نهاد تلاش جدي و مداوم نمايد بدون شك براي تحقق  عدالت در كشور  موجوديت يك داد گاه  مستقل و  معياري ضروري و حتمي است،  چون وقتيكه نهاد هاي قضايي كشور به فساد و معامله گري و رشوه ستاني آغشته باشد.  زمينه انجام  تمام كارهاي نامشروع در كشور مساعد مي شود كه تا اكنون  چنين بوده است و موجوديت فساد و رشوه ستاني در مراجع قضايي كشور مجرمين جرئت بخشيد تا بدون ترس هرچه كه دل شان خواست انجام دهند و هنگام مواجه شدن با محاكم با پرداخت رشوه و آوردن واسطه رها شوند، پاك سازي مراجع قضايي از اين بدنامي ها و بد كاري ها وظيفه جدي آقاي عظيمي را در بر مي گيرد و مردم هم از ايشان  بعنوان يك قاضي القضات منتخب و مسلكي توقع انجام چنين كار را دارند، اميد واريم توقع مردم در اين مورد بر آورده شود.

+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

اعضاي محترم ولسي جرگه نبايد عوض تشويق، در مقابل رسانه هاي آزاد موانع ايجاد كنند

اخيراً عدة از اعضاي ولسي جرگه در مقابل  بعضي از رسانه ها وتلويزيون هاي غير دولتي عصباني شده و با استفاده از قهر و عصبانيت آميخته شده با امتياز پارلماني شان رسانه هاي آزاد را مورد سرزنش قرار دادند.

 اين حركت عدة از اعضاي محترم ولسي جرگه  كاملاً در تضاد با قوانين نافذة  كشور و اخلاق انسان هاي حسابي قرا داشت.

در بعضي موارد توقعات عدة از اعضاي ولسي جرگه بسيار بي مورد و غير ضروري است. 

وكلاي محترم مردم قابل قدر اند و بار را كه آنان بدوش  دارند كه عبارت از راي و توقعات مردم است آنها را بيشتر قابل قدر مي سازد، ولي مردم هم اين توقع را ندارند كه آنها از راي مردم و موقف كسب شده  بواسطة راي و اعتماد مردم در تمام امور زندگي  شخصي شان استفاده نموده و آنرا بعنوان يك روپوش براي پنهان نمودن خلاها شان استفاده  نمايند تا بعنوان پشتيبانه براي حل مشكلات و طن و مردم.

نمايندگان مردم خلاف  توقع مردم و طبقة آگاه و قلم بدست جامعه غير مسوولانه به رسانه هاي آزاد توهين  نموده و اتهام كافر بودن و مخالف منافع ملي بودن را به آنها وارد نمودند، در حاليكه  اعضاي ولسي جرگه بعنوان قانون گذاران  جامعه و نمايندگان  مردم  بايد تلاش نمايند تا حقيقيت پذير بوده  و منافع  ملي را بصورت درست تعريف نمايند در غير آن اين حركات خنده آور آنان كه خواب خود شان را منافع ملي دانسته وهرچه كه دل شان خواست بگويند ومردم هم آن را قبول كنند اين  نه پذير فتني است،  نه عاقلانه و نه برابر با توقع مردم.
 نمايندگان مردم بايد عوض  سرزنش، رسانه ها را مورد تشويق خود قرار دهند و يا حد اقل مزاحم آن نشوند، چون همين رسانه هاي آزاد است كه حقايق را به مردم رسانيده و اذهان عامه را نسبت به واقعيت ها روشن مي سازد حتي نظريات و گفته هاي خود آنان را منعكس مي سازد و اكثر موارد رسانه هاي آزاد مانع بعضي  خود كامگي هاي دولت مي شود ورنه اين دولت را كه هم ما وهم اعضاي ولسي جرگه مي شناسند در نبود رسانه هاي آزاد  و مرجع انعكاس حقايق كار آنها را نيز يكسره خواهد كرد.

به هر صورت عدة از اشخاص در ميان نمايند گان مردم روي بعضي ملحوظات  روي كار آمده اند كه ظرفيت و توانايي ارزيابي موقف خود و طريق ارايه صحبت هاي خود را ندارند البته  آمدن در  پارلمان يك امتياز خوب است ولي در صورت ضعف شخصيت به انسان شخصيت نمي بخشد بلكه ذهن خالي هاي مردم فريب را رسوا مي سازد، به هر حال بايد نمايدگان محترم مردم طبق توقع مردم بسيار سنجش شده حركت نمايند.

+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

بستن مكاتب پاسخ معقول به تهديدات دشمنان معارف در كشور نيست

اخيراً آقاي حنيف (اتمر) وزير معارف  كشور هشدار داد كه در صورت تداوم نا امنی ها در مربوطات معارف و عدم توجه مردم  و بزرگان محلات نا امن در جهت تأمين  امنيت براي حفظ جان اعضاي معارف مكاتب را در آن ساحات خواهد بست، اين اظهارات در حال صورت ميگيرد كه تهديدات  و حملات دشمنان  صلح و ترقي در افغانستان به مكاتب و اعضاي  معارف  افزايش يافته و مكاتب و محلات آموزشي هدف هاي  عمده آنان را تشكيل ميدهد، بدون شك جريانات كه بطور سنجش شده ميخواهند به پروسة  پيشرفت و ترقي كشور و مزاحمت جدي نمايند بسيار هدفمندانه عرصة معارف را انتخاب كرده اند چون زمينه ساز اصلي ترقي و پيشرفت سواد و دانش است واز طريق  معارف اين هدف بر آورده ميشود، ظرف چند دهة اخير تمام مشكلات  و نا بساماني در كشور از اثر بي سوادي بوده و عدم توجة نظام هاي قبلي به عرصة معارف و همگاني ساختن آن پيامدهاي خراب و جبران  ناپذير را در پي داشت، دشمنان افغانستان ميدانند كه در صورت گسترش سواد و دانش در افغانستان  امكان  بر آورده ساختن اهداف نادرست و تطبيق بر نامه هاي خراب كارانه آنان نا ممكن مي شود، فقط در جامعه بيسواد و دور از عرصة معارف است كه تطبيق بر نامه هاي خراب كارانة بر ضد خود آنها ممكن  است، روي همين ملحوظ آنها معارف را هدف قرار داده اند،  بدون شك بسته شدن مكاتب هدف عمدة آنان را تشكيل ميدهد و اعلان اين تصميم از سوي  وزير معارف افغانستان  يك همنوايي غير مستقيم و تصادفي با دشمنان معارف است،  البته احساس نيك و دلسوزي  وزير معارف نسبت به مصؤنيت جان اعضاي معارف قابل قدر است ولي اين كار زنده نگهداشتن از لحاظ فزيكي و فراهم سازي مرگ معنوي است، راه هاي ديگري وجود دارد كه ميشود اين هدف بر آورده شود، بايد بالاي مراجع امنيتي فشار وارد شود تا امنيت را تأمين  نمايند و در تداوم فعاليت  مكاتب از مردم خواسته شود تا در جهت حفظ امنيت مكاتب همكاري نمايند مسئله ديگر اينكه جواب بسيار دندان شكن براي دشمنان معارف اين است كه گفته مي شد كه با وجود تهديد تمام هاي دشمنان ما به آموزش اولاد وطن با وجود تمام مشكلات  ادامه ميدهيم،  آقاي اتمر از جمله وزراي جدي و پر تلاش است ميتواند با استفاده از راه  هاي درست و بر نامه  هاي مفيد بدون اينكه در وازه هاي مكاتب بسته شوند زمينه هاي حفظ جان اعضاي معارف را فراهم سازد،  در غير آن بستن دروازه هاي مكاتب و تسليم شدن به موانع  را هر كس ميتواند. توانايي هنگام فايق آمدن بر موانع ومشكلات  مشخص مي شود.
+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

علايم که نشان دهندة دست داشتن مسوولين و مقامات دولتي در خيانت هاي بزرگ ملي و قاچاق مواد مخدر است

قاچاق مواد مخدر، رشوه ستاني و استفاده جويي هاي گسترده وچور و چپاول دارايي هاي عام، مردم آزاري و خريد و فروش و شخصي سازي پست و ادارات دولتي روز افزون  و ويرانگر است مردم توقع داشتند كه بعد از روي كار آمدن نظام جديد در كشور بخصوص نظام منتخب كه راي مردم به آن مشروعيت بخشيد به بهبود سيستم در كشور توجه شده، فساد اداري، رشوه ستاني، معامله روي پست هاي  دولتي  مانند دكان هاي خريد و فروش  و شخصي سازي ادارات و پديده هاي زشت ديگر چون قاچاق مواد مخدر  و تبعيضات ويرانگر از بين ميرود و يك سيستم و شرايط آبرو مندان در كشور بوجود آمده و مشكلات مردم رسيدگي صورت ميگيرد.

ولي چون نيت و ديدگاه كار بدستان و مسوولين نيك و صاف نبود و آنها داراي ديدگاه هاي فرصت طلبانه و استفاده جويانة خاص خود بودند بناءً نه تنها كاهشي در اين پديده هاي زشت ياد شده بوجود نه آمد بلكه آن روز تا روز بيشتر افزايش يافت، بازار معاملات مخدر و قاچاق آن رونق بيشتر كسب كرد واين شبكه نشان داد كه صاحب قدرت قوي در كشور بخصوص در دستگاة دولت است، رشوه ستاني و فساد اداري به اوج خود رسيده و رشوت بعنوان يك وسيله داد  وستد در ادارات دولتي  علني و حتمي شده است.

شخصي سازي ادارات و خريد و فروش پست ها و مسووليت هاي دولتی و امنيتي كه بايد بر حسب لياقت و وجدان پاك به واجدين شرايط سپرده شود همگاني و عادي شده است، مسوولين  و پست ها خريد و فروش مي شود كه اين امر باعث رشد نا امني و گسترش فعاليت هاي دشمنان صلح و امنيت در كشور شده است، وقتيكه پست و فرصت كاري اينگونه بدست آمد و كار بدست، كار را در مقابل يك مبلغ هنگفت مشخص بدست آورد بدون شك او اين معامله را براي استفاده جويي انجام ميدهد و براي پوره كردن خواست هاي نا مشروع خود و حق استخدام كنند گانش دست به هر كاري بزند، از جمله دزدي دارايي هاي مردم، قاچاق مواد مخدر، معامله با آبرو و عزت مردم و معامله  با دشمنان صلح و امنيت در كشور و فراهم سازي زمينه هاي فعاليت آنان كه تمام اين كارهاي در گسترش نا امني و بي ثباتي نقش عمده دارد  و سبب اصلي گسترش بي امنيتي و خامت روز افزون اوضاع در كشور ميباشد.

معاملات بر حسب محلات و اندازه فراهم بودن زمينه قاچاق و دزدي  فرق ميكند. مثلا يك شخص در جاي توظيف مي شود كه وظيفة اصلي آن تأمين  امنيت و جلو گيري از نا امنی ها و قاچاق مواد مخدر در راه هاي موا صلاتي و شاهراه ها است چون او باديدگاه و معاملة نادرست كار را بدست آورده است دست به قاچاق و چور و چپاول مي زند و پول حرام جمع آوري ميكند و هنگام كه بر كنار شود چون پول زياد حرام را جمع آوري نموده است او با دادن ده ها هزار دالر دو باره كار خود را بدست آورده و به كار هاي نادرست و قاچاق و چپاول گري خود دوام بدهند و اين كار نادرست  به شدت به اوضاع امنيتي  و اعتبار دولت لطمه وارد كرده است و از سوي ديگر اين امكانات زياد حرام باعث گسترش فساد اخلاقي مي شود و اين اشخاص زمينه هاي رشد فساد اخلاقي را جستجو نموده و به فساد اخلاقي دست مي زنند كه اين كار به شدت به ارزش و اخلاق جامعه را صدمه وارد مي كند، ريشة تمامي مشكلات از جمله مشكلات امنيتي، مسئلة مواد مخدر، بي اعتمادي روز افزون مردم نسبت به دولت افزايش رشوه ستاني و فساد اداري  در بدنة  خود دولت است و بار مسووليت تمام اينرا آقاي كرزي بدوش مي كشد در حاليكه  آنها مي توانند با شفاف ساختن اداره و استخدام  افراد وطندوست و صادق اين مشكلات ويرانگر را از بين برده و زمينه هاي گسترش بي امنيتي و بي اعتمادي را نابود  سازد و البته  اگر بخواهد  و تمايلي به اين كار داشته باشد.

از سوي  نشانه هاي بسيار جدي ديگري وجود دارد كه نشان ميدهد كه مقامات و مسوولين دولتي در قاچاق مواد مخدر و خيانت هاي بزرگ ملي دست دارند، عمده ترين نشانة اين كار رقابت مقامات در ساختن بلند منزل ها و ساختمان هاي متعدد ميباشد كه آنها اين ساختمان و بلند منزل ها را كه هر كدام آن چند صد هزار و حتي چند مليون دالر امكانات را در بر مي گيرد يكي پي ديگري می سازند و عوض رقابت  براي خدمت به مردم  رقابت دراين عرصه  رايج شده است واين نشانة علني و جدي براي درك ادعاي فوق است، چون حالت زندگي قبلي تمام اين مقامات دارندة بلند منزل ها  و ساختمان هاي مجلل براي همه معلوم است و در ساختن اين ساختمان ها پول اندك هم مصرف نمي شود، سوابق زندگي آنان گنجايش بر آورده ساختن يك فيصد مصارف آن بلند منزل ها پوره نخواهد كرد و امتياز كاري آنان هم هر گز از مصارف روز مره شان بيشتر نيست واين پول ها هنگفت با خيانت هاي اندك و رشوه ستاني هاي معمولي هم تهيه نمي شود بلكه اين پول ها و اين بلند منزل ها يا محصول قاچاق گستردة مواد مخدر است، يا اختلاس و دزدي سازماندهي شده بزگ  از امكانات مردم و يا هم پول نا مشورع از شبكه هاي  استخباراتي و ما فيايي خارجي در بدل جاسوسي و زمينه سازي انجام فعاليت هاي تبهكارانه براي آنان ميباشد، بدون شك جز در اين سه مورد در جاي ديگر اين عوايد بزرگ نا مشروع مسوولين نهفته است و اين كار ها خيانت ها بزرگ ملي محسوب مي شوند و انجام دهندگان آن هم خائنين بزرگ ملي و وقتي كار بدستان خائينين ملي باشند پس توقع چه خواهد بود، بدون شك دست داشتن مقامات در سه موضع ياد شده با علايم جدي قابل درك است در بخش قاچاق مواد مخدر رشد روز افزون قاچاق آن، معاملات آزادانة قاچاق بران و عدم موجوديت هيچگونه مزاحمت در مقابل آنان، همچنان موجوديت قوة  جدي و باز دارنده از اين شبكه در دولت كه دولت را نگذاشته تا لست قاچاق چيان را افشا نمايد و وزراي كه اندك جسارت كنند مجبور به كناره گيري مي شوند، در بخش اختلاس و دزدي همه مردم حقايق راميدانند چون مصرف بي پيامد مليارد ها دالر كمكهاي خارجي و حيف و ميل نمودن پول هنگفت و شخصي ساختن ادارات و استخدام  اعضاي خانواده خود كار بدستان در نهاد هاي دولتي و در بخش همكاي مسوولين با شبكه هاي جاسوسي و تبهكار نشانه معين وجود دارد از جمله انجام حملات تروريستي تبهكاران در محلات مهم و رفت و آمد تروريستا به سادگي از يك محل به محل ديگر، آگاهي حاصل نمودن شبكه هاي جاسوسي از بر نامه هاي دولتي اين ها شواهدي و نشانه هاي هستند  تمام اين ادعا ها را تصديق مي كند و مسبب اصلي  نا امنيها و وخامت روز افزون اوضاع دركشور ميباشند و تداوم آن بسيار خطرناك و بنياد كن است،  از سوي ديگر خود همين بلند منزل ها و قطار موتر ها قيمتي در نزد كسانيكه توانايي خريد يك عراده موتر ارزان قيمت را نداشتند صدا مي كنند كه ما محصول قاچاق و خيانت هستيم و صاحبات آنها نيز خود را مشخص مي سازند ولي چون در دولت پرسان و باز جويي وجود ندارد آنها با خيال راحت به كار خود دوام ميدهند، اگر آقاي كرزي صادقانه ميخواهد ريشه هاي بد امني و فساد در كشور را جستجو كند با تعين يك هيات منصف و بررسي صادقانه اين چيز ها و وجوه آنها همه چيز مشخص مي شود  در غير آن مردم و كشور در چنكال معامله گران گروگان خواهند بود و تمام بار ملامتي را آقاي كرزي بعنوان رئيس جمهور منتخب كشور بدوش  خواهد كشيد.

ترحم بر پلنگ تيز دندان

سستمگاري بود بر گوسفندان

ع.سروري

 

 

+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

درولايت بدخشان خشکسالي، فساد اداري وعدم توجه دولت زندگي مردم را به مشکل مواجه ساخته است

گفته مي شود عوض آنکه به مشکلات مردم توجه شود عدة از معامله گران به معادن ودارايي هاي زيرزميني بدخشان چشم دوخته اند تا با استفاده از چانس وموقف خود دارايي هاي آن ولايت را به غارت ببرند.

ولايت بدخشان يک ولايت کوهستاني ، پرنفوس ومحروم از هر گونه توجه نظام هاي قبلي وکنوني در کشور ميباشد، موجوديت ديدگاه هاي نادرست وغيرملي در اکثر نظام هاي قبلي و دولت فعلي باعث شده ومشکلات زندگي مردم آن ولايت روز افزون گردد، بدخشان درتما بخش هاي مهم به مشکل جدي  مواجه است و برنامه هاي سليقوي دولت در موجوديت مسوولين تنبل، بيکاره، معامله گرو استفاده جو آن ولايت که ظرف چهارونيم سال گذشته جز استفاده جوي وغارت امکانات مردم کاري ديگري نداشته اند باعث شده است تا بدخشاني ها از هرگونه توجه وهمکاري محروم گردند.

عده از بدخشاني هاي هم که به نحوي نزديک به دربار بودند ومهره هاي تطبيق کننده طرح هاي سليقوي کار بدستان فعلي کشور در سرزمين خود شان بودند ظرف سال هاي گذشته جز دامن زدن به جنجال ها وتشنجات داخلي در آن ولايت و معامله نمودن روي پست هاي کاري در سطح ولايت و ولسوالي ها کاري ديگري نداشته اند ورقابت هاي ناسالم ومضر را بر سر نوشت مردم به راه انداختند وهمين رقابت ناسالم آنان باعث شد تابيگانه ها در آن ولايت حاکم مردم گرديده و به هر طريق که دل شان ميخواست مردم را مورد اذيت وآزار قرار داده وحق وامکانات آنانرا حيف وميل نمايند، کسانيکه ظرف چهارونيم سال گذشته از جاه هاي ديگر رفته وسرنوشت مردم را بدست گرفته اند باجيب خالي رفتند وبا جيب هاي پراز پول وامکانات مردم آن ولايت برگشتند، اکثر مسوولين نهاد هاي امنيتي که براي تأمين امنيت محلات و راه هاي مواصلاتي مؤظف بودند جز آزار  واذيت مردم، قاچاق موادمخدر و همکاري با قاچاق بران کاري ديگري نداشته اند. دولت مرکزي هم هيچگونه توجه به مشکلات مردم آن ولايت نکرده است که اين کار نادرست از يکطرف باعث ازدياد مشکلات جدي مردم گرديده واز سوي ديگر به دزدان چوکي نشين جرئت بيشتر بخشيده است تابي شرمانه به دزدي و اعمال نا درست خود دوام دهند، ولايت بدخشان فعلا فاقد يک راه مطمئن مواصلاتي است وسرک عمومي ولايت بسيار خراب ومرکباراست، کارهم که جهت ساختن آن شروع شده است بسيار به کندي وبصورت مسخره آميز وغير مسولانه پيش ميرود، درحاليکه دو بار از آن پروژه، دولت آقاي کرزي بعنوان وسيله تبليغاتي استفاده نموده ودوبار آنرا با حرکات غير معمول ومردم آزاری هاي جدي افتتاح نمودند اما اکنون سرک تخار الي کشم وبعد از آن در تمام نقاط بدخشان بدتر از سال هاي روي کارآمدن نظام جديد درکشور است اين در حالي است که ملياردها دالر کمک هاي کشور هاي خارجي در افغانستان بمصرف رسيده ودر اکثر ولايات که به سليقه و ديدگاه قبيلوي مسوولين برابر تا به ولسوالي وقريه جات هم توجه صورت گرفته اما بدخشان که ولايت پر مشکلات وپر نفوس است ازين کمک ها کاملا محروم مانده ويگان امکانات در نظر گرفته شده ومحلي در آن ولايت هم توسط کاربدستان استفاده جو آن ولايت حيف وميل گرديده است، وقتي به بدخشان بروي فکر نميکني که اين ولايت جزء يک کشوري باشد که درآن دولت وحاکميت وجود داشته واينقدر امکانات و افراد خارجي بخاطر همکاري بامردم در آن سرازير شده باشد.

درپهلوي نبود راه هاي مواصلاتي وتأسيات عام المنفعه وپروژه هاي کاريابي براي مردم فساد اداري ورشوه ستاني وآزار واذيت مردم توسط کاربدستان و مسوولين ومامورين دولتي مردم را زياد رنج ميدهد، در پهلوي اين همه مشکلات امسال خشکسالي نيز به زندگي مردم فشار وارد نموده وباعث شده است تا مردم نتوانند محصولات کافي زراعتي را براي پيشبرد زندگي خود بدست آورند، خشکسالي امسال زندگي مردم را زياد متضرر ساخته است واز هرجهت مردم آن ولايت به کمک وهمکاري نياز دارند وحداقل بايد حق شان براي شان داده شود ومانند ديگر ولايات از کمکهاي بين المللي وعوايد ملی برخوردار شوند، وآنها يکه براي غارت معادن آن ولايت چشم دوخته اند وميخواهند معادن بدخشان را در انحصار خود بگيرند بايد تلاش کنند تا زمينه هاي استخراج قانوني معادن بدخشان را طوريکه بالاي زندگي خود آن مردم تأثير داشته باشد مهيا نمايند در غير آن مردم بايد هر گز اجازه ندهند تا دارايی هاي محلي شان حيف وميل شود ومورد چور وچپاول قرار گيرد.

مسوولين بي کفايت آن ولايت هم هرگز توجه به حل مشکلات مردم آنجانکرده اند وچون دلسوزي براي مردم ندارند وخودرا مکلف به انجام وظايف نميدانند هر گز تقاضاي کمک رانکرده و در اين مورد تلاش وکوشش نه نموده اند وهر بار که مشکلي در ولايت از اثر بيکارگي وبي کفايتي آنان انجام شده صرف مردم را ملامت نموده وبه مردم بدخشان توهين کرده اند مانند دوبار اظهارات منشي عبدالمجيد در باره مبارزه با موادمخدر ومواشي کوچيان که بدخشاني ها را غير مسوولانه جنگنده و زورگير قلمداد نمود و بسيار حرکت توهين آميز وشرم آوربود از سوي ديگر اميد مردم به نمايندگان شان در پارلمان بود که متأسفانه بعضي از افراد چوکي سهم مردم را در پارلمان پرنموده اند که چيزي براي گفتن وسواد وفهم ابتدايي براي استدلال ندارند و هر گز به درد مردم نخورده اند البته با عرض معذرت خدمت آنعده از نمايندگان واقعي که توانمند وساية افتخار مردم اند،

دولت بايد ديدگاه هاي ناعادلانه را دورگذاشته وبه مشکلات مردم آن ولايت توجه نمايند وخود مردم نيز بايد با استفاده از راه هاي معقول مسوولين تنبل را مجبور به کناره گيري نموده و دولت را وادار به پرداخت حق شان براي شان نمايند، تداوم خاموشی وعکس العمل نشان ندادن در مقابل اين بيکارگي ها وبي عدالتي ها آن مردم را از نظرها دور انداخته واستفاده جويان را پرچانس ترمي سازد، وتداوم بي عدالتي وبي توجة دولت هم ميان مردم و دولت فاصله جدي ايجاد خواهد کرد و هم پيامد های  نا مطلوبي ار  در پی خواهد داشت.

+ نوشته شده در  Thu 31 Aug 2006ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

سر مقاله:پاليسي نادرست دولت، طالبان را به يك قوة فعال مبدل ساخت.

 گسترش  فعاليت هاي مسلحانه  دراكثرنقاط  جنوب كشورو ازدياد حملات انتحاري  وتروريستي  ازسوي آنان مردمرا به شدت نگران ساخته است ، حد فعاليت طالبان ودشمنان مسلح دولت افغانستان  اكنون قابل توجه ونگراني  شده است وآنها ساحه  فعاليت خود را افزايش  بخشيده وبعنوان يك نيرودرمقابل نيروهاي دولتي وقواي ائتلاف  بين المللي  مي جنگند .

 جنگ چند روز قبل درهلمند  كه بگفته  مسوولين نظامي  درحدود پنجاه  تن جنگجوي طالب كشته شده است ، همچنان حملات مسلحانه وانتحاري  اخير درولايت هرات ، غزني  ، وكندهار، زنگ خطر را درگوش مردم مي نوارزد ، كشته شدن پنجاه  تن طالب نشان ميدهد كه آنها بعنوان  يك جبهه  وبطور علني  وتنظيمي  شده درمقابل نيروهاي  دولتي جنگيده اند ، اين بسيار خطرناك  است.

 اكنون حدفعاليت  وگستردگي  حضور طالبان ده ها برابر  بيشتر از ماه هاي اول سقوط رژيم  مربوط به اين گروه يعني حكومت طالبان  از افغانستان است، سال هاي قبل بقاياي رژيم طالبان بطور پنهاني  وانفرادي حركات وحملات اندك وكوچكي  را انجام ميداند ودرنقاط  سرحدي  ودور  دست ولايات جنوبي كشور وجود مخفيانه  داشتند ، اما اكنون  طالبان دراكثر مناطق ولايات جنوبي وجنوب شرقي وحتي نزديك  دروازه هاي كابل يعني ولايت  غزني وغيره مناطق،  فعال هستند  ودست به حملات خراب كارانه خود ميزنند  ، توقع مردم افغانستان اين بود كه بعد از سقوط  رژيم طالبان  دست بقاياي اين گروه ازفعاليت  هاي نظامي  گرفته  شده   ورده  هاي پائين آن به جامعه جذب  شوند ، اما خلاف  توقع مردم عوض آنكه نيروهاي متواري  طالبان  نابود شوند روز تا روز  اين گروه از هم پاشيده   دوباره قوت گرفته وسروسامان مي گيرد  كه انكار آن عاقلانه نيست ، گپ  به جاي رسيده است كه نيروهاي  دولتي وقواي  ائتلاف  حملات منظم  نظامي چند روزه رادرمقابل  آنان انجام ميدهند. وموضوع  بسيار نگران كننده ديگر جايگاه يابي دوباره اين گروه درميان مردم مناطق  جنوبي كشور كه بدون همكاري مردم در آن  مناطق امكان گسترش  فعاليت  طالبان امكان  ندارد، رفتار نادرست نيروهاي  خارجي بامردم  آن محلات وبا اعتناي  درمقابل  خواسته هاي آنان  وجاه ومال آنان كه كشته شدن عدة زيادي ازمردم بي گناه دركندهار بدست اين نظاميان خارجي نشانة  آنست.، ناتواني دولت  درجهت  ارايه خدمات بهتر وعملي  ساختن  وعده هاي خود براي  مردم باعث شده تاميان مردمآن محلات ودولت فاصله ايجاد شده  وزمينه  براي گسترش  فعاليت هاي طالبان  مهيا شود.

 دليل عمدة ازدياد  فعاليت هاي طالبان پاليسي  نادرست دولت درمقابل آنان ميباشد ،  خوش آمد گويي به  آنان و همكاري دربعضي موارد  با اعضاي اين گروه  روي مصلحت  هاي قومي ،  صحنه سازي براي تسليمي هاي  دروغين  ايجاد نهادهاي بيكاره  وپرمصرف  براي جلب  توجة طالبان وپيوستن  آنان به دولت وبرخلاف  تقلب كاري هاي اين نهاد  تفكيك نادرست درميان  اعضاي  اين گروه وتقسيم بندي هاي آنان به خوب ها وبدها وبي اعتنايي درمقابل  حركات وفعاليت هاي آنان ونبود يك استراتيژي معقول ملي براي تامين امنيت سراسري دركشور باعث شد تاطالبان  شكست خورده دوباره  طالبان !! شوند ،  حالا شرايط  بسيار دشوار  است ومسئله  بسيار جدي ، وپوليس واردو هم موتر دوانان خوب ولي ...... واليان  وقوماندان  امينه هم تاچند سال ديگر ميتوانند بي آموزند  كه چگونه  كاركنند به هر حال بايد براي زيركنترول آوردن اوضاع وكسب  دوباره رضايت مردم تلاش جدي صورت گيرد درغير آن خطر اين وجود دارد كه يكبار ديگر كشور دركام  نا امني وتشنج  سقوط  كند كه بطور غيرمسلحانه  چنين شده است اما كوشش شود تامسلحانه  چنين نشود ،  نبايد اين خطر  بزرگ را كه عبارت ازگسترش  ساحه فعاليتهاي طالبان است ناديده گرفت ، تمام مردم  براي جلوگيري ازين وضعيت مكلفيت  ومسووليت دارند.

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

رئيس جمهور قانون شكن وقاضي القضات بي اسناد وجعل كار

 وقتي يك فارغ صنف دوازدهم قاضي القضات  شود واو براي رسيدن به اين مسنددست به جعل كاري بزند  به آينده قضا  وچگونگي  عملكرد آن چطور ميتوان باور داشت  وجز مرجع معامله گري چه تصويري ميتوان به آن نهاد  داد.

 دادگاه عالي وقوه قضائيه دركشور يك  ركن بسيار اساسي ومهم  دولت ميباشد ومردم به شدت بعد ازپشت سرگذاشت سالهاي جنگ ، نا امني ، حق تلفي   ومشكلات  انتظار  روي كار آمدن يك مرجع قضايي مستقل ،  كار آمد وعادل را داشتند تا به اين وسيله به حقوق از دست رفته شان رسيدگي صورت گرفته ومرجع قضا از فساد ، معامله گري وفرمان برداري دورنگهداشته  شود، اما بعد  از سقوط رژيم  طالبان وروي كار آمدن  حكومت  جديد بيشتر بازي ها ومعامله گري ها درقوه قضائيه انجام شد وبيشترين فساد  وحق تلفي در آن نهاد وجود داشت ، ظرف چند سال گذشته باوجود طاقت فرسا بودن  بار گران  زشتي هاي فساد در اين نهاد براي مردم قابل  تحمل و توجيه بود ، چون ميدانستند كه دادگاه  انتصابي  برمبناي مصلحت انديشي  ها چنين  پيامدي  را حتماً درقبال ميداشته باشد واميد وانتظار جدي  مردم از قوة قضائيه منتخب  وتائيد شده بواسط پارلمان   بود ويقين داشتند كه آقاي كرزي هم بادرنظرداشت  مفاد وماده هاي قانوني  اساسي  كشور تصميم مي گيرد  وافراد واجد شرايط رامعرفي مي كند وپارلمان  كشور بادرنظرداشت  مسووليت مهم  خود بادقت  دراين مورد تصميم  مي گيرد. ظرف سال هاي گذشته  ناتواني  آقاي شينواري  درمسند مهم قضا ، سؤ استفادة وي از اين مسند مهم بخاطر اهداف  ناموجه ونادرست سياسي مانند تقاضا از بوش رئيس جمهور امريكا بخاطر تداوم  كار آقاي خليلزاد سفير اسبق امريكا درافغانستان  ومعامله گري براي حفظ  چوكي  حتي تاسرحد  زيرپاگذاشتن  ارزش ها ودستورات ديني  كه نشانه واضع  آن برخورد  درمقابل عبدالرحمن  مسيحي  شده بود براي مردم آشكار  بود ،  مردم ناتواني  هاي اين شيخ فاني  را به بلند بودن سن وناتواني وجودي آن  ارتباط ميداند كه واقعاً درپهلوي ديگر كمبودي ها اين دليل هم موثر است ،  اما درقسمت تحصيلات مردم ازحقيقت سرنوشت اين شيخ الحديث بي اسناد خبري نداشتند . همين بود كه تصميم آقاي كرزي بخاطر تدوام پاليسي معامله گرانه در داده گاه عالي كشور كه مهره مناسب ترازشينواري پيدا كردن  مشكل به نظر ميرسيد ، چلوصاف  وي را از اب بيرون ساخت ونشان داد كه اين شخص  فاقد اسناد بوده وصرف فارغ  صنف دوازدهم ميباشد، گذشتة كاري وي با اين ضعف ونواقص  جدي درمسند  مهم  داد گاه عالي كشور شرم آور وخيانت  به وطن ودين بود  اما معرفي دوباره وي با اين خصوصيات كاملاً نادرست ميباشد . معلوم شد كه شينواري  مانند هزاران  تقلب كار واستفاده  جو ديگر باريش  سفيد وپاي به لب گور خود مردم  بيچارة افغانستان را فريب نموده وبا استفاده از روابطه وسوابق معامله گرانه خود باكانال ها ومراجع معامله گر مهمترين مسند عدلي دركشور را بدست آورده وبراي انجام  دستورات ديگران تلاش نموده است ، اين شيخ الحديث  بي اسناد  وخود خوانده واين شيخ فاني بي حوصله بازهم بخاطر دست يابي به اين مسند  مهم جهت  رسيدن به اهداف  نفساني  خود به بدترين حالت يعني جعل كاري توسل جست  ونشان داد كه اين شخص بخاطر بر آورده شدن خواهشات  نفساني  ومعامله  گرانه خود حاضر است هركاري را انجام  دهد  وقبل ازهمه قانون ومقررات مهم كشور را زير پاهاي ناتوان وبي ثبات خود قرار دهد ،  به تصديق  تقلبي  وجعل كارانه وزارت معارف آن هم به امضاي  شخص وزير بدون درنظرداشت  نورم ها ومعيار هاي قبول شده دركشور وتاكيد آقاي كرزي درهرحال بخاطر روي كار آمدن اين شخصت مظلوم دراين مسند مهم نشان ميدهد كه چه بازي هاي درپشت پرده  وجود دارد  رئيس جمهور ورئيس داد گاه عالي چه مكلفيت  هاي را؟! در پيش رو دارند كه بايد انجام دهند.

  اصرار بي  مورد ونادرست آقاي كرزي  بخاطر روي كار آمدن فضل هادي شينواري  موي سفيد بي كمال ازيكطرف  نشان داد كه شينواري كه است وچه ماموريتي را براي انجام  پيشرو دارد  وازجانب ديگر اين مسئله مشخص  مي شود كه آقاي كرزي واطرافيان  وي ياجزئي  ترين آگاهي  ازقانون ونورم هاي قانوني كشور ندارندوتمام تصاميم  خود را برمبناي  برداشت هاي سليقوي    فرمايشات بيرون  مرزي وحدس وگمان هاي خواب آلود  مي گيرند ويا هم ارزشي اندكي به  قوانين  نافذة كشور بخصوص قانون اساسي ندارد وبراي تحقق اهداف فريكسوني  خود حاضر است هرلحظه  آنرا زير پا نمايد ، بدون شك مثال شرم آور تر و زشت تر ازين قانون شكني وبعد دستور براي جعل كاري پيرامون  معرفي رئيس واعضاي داد گاه عالي كشور وجود ندارد كه درچند مورد  آقاي كرزي  وهمكاران وي به صراحت درانظار عام قانون اساسي كشور را زير پا نموده وخلاف  آن عمل نمود ، اين عملكرد آقاي كرزي مردم  را به شدت  نسبت  به آينده كشور شان وماهيت  اصلي ذهني وشخصي آقاي كرزي نگران كرده است ، چون اگر دوگانگي  وطرح  پشت  پرده برعليه منافع مردم افغانستان وجود نداشته باشد ويا هم  ضعف وناتواني جدي  وعدم آگاهي  از ازرش  ها وقوانين ومقررات ملي وجود نداشته باشد امكان ندارد كه اين  عمل شرم آور انجام شود ورئيس جمهوريك  كشور با اين  وضاحت  ودرچند مورد قانون اساسي راكه خودش نافذ نموده است نقض نمايد  هردوحالت  ياد شده براي مردم وكشور به شدت زيان بار وخطرانك ميباشد ،  هم ذهنيت  غير روشن رئيس جمهور وهم عدم آگاهي وي ازمقررات وقوانين  كشور وناتواني وي براي درك مفاد قانون ميتواند نگران كننده باشد ومنافع ملي را به خطر مواجه  نمايد ، از طرف ديگر سازمان يافته بودن اين حركت كه وزارت  خانه ها  ووزرا  بعنوان  ابزار  انجام اين عمل بدون درنظرداشت مسووليت  وموقف  قانوني  خود  مورد استفاده قرار  مي گيرند  وكاري را انجام ميدهند  كه دربدترين  شرايط كشور ودر وحشي  ترين نظام  هاي گذشته  سابقه  نداشته نگراني هاي مردم را  افزايش  مي بخشد  ،  تصديق نمودن سندبي پاية  شينواري آن هم سند  صنف دوازدهم بعنوان سند تحصيلات عالي از سوي وزير معارف كشور آقاي اتمر نشان ميدهد كه قضايا چقدر پيچيده ، سنجش شده ودقيق است  ، ورنه آقاي اتمر ووزارت  معارف با اسناد  تحصيلات عالي چه كار دارند ويا هم سند صنف دوازدهم  چگونه ميتواند سند تحصيلات عالي شود ، شايد هم اسناد  آقاي شينواري  مانند خودش  داراي  كمالات نامرئي  باشد كه ماندانيم ، يعني باگذشت  زمان خصوصيت  عتيقه بودن را بخود بگيرد وسطح  اعتبار آن بلند  برود مانند با بلند  رفتن سن، شيخ  الحديث  شدن خود شينواري  كه فاقد هرگونه  مدرك در اين راستا ميباشد ، واين كمالات راجز آقاي كرزي وكانال  هاي ذينفع درمعاملات  كسي ديگري نميتواند درك كند  ، چون آن با قانون برابر است ونه باعقل  انسان  ، ازطرف ديگر اين مهره خصوصيت  فزيكي خود را هم از دست داده است  وداراي  سن بسيار بلند وحوصله  بسيار كم  ميباشد  ، شايد هم بازي خلاف  تصورما وجود  داشته باشد واين مرد كهن  سال به حدي حالت وثبات فكري خود را از دست داده است كه نميتواند  بداند كه چي گپ است وصرف بعنوان  وسيله ازوي استفاده  مي كنند  ودراين حالت اگر  هدف تحقق فرمايشات  وكار كرد هاي غيرديني  وغيرقانوني  در دادگاه عالي كشور باشد اين بازي  با اين  مهره موفقانه انجام مي شود ،  آقاي كرزي  در اين موضوع درسه  مورد به صراحت  قانون رانقض نموده است اول درقسمت سند تحصيلي كه شخصي بي اسناد را بعنوان  رئيس داد گاه عالي كشور معرفي  نموده است  دوم  درمورد سن كه به جز ازيكنفر  تمام اعضاي پيشنهاد  شده سن غيرقانوني  دارند بخصوصي آقاي  شينواري كه سن وي هرگز درحساب  ومعامله  وقانون برابر  نمي آيد ، سوم درمورد تابعيت  دوگانه  كه چندتن از اعضاي پيشنهاد  شده از سوي آقاي  كرزي به كسب راي  براي  عضويت  درداه گاه عالي كشوردوتابعيت دارند  ، حالانكه  بايد صرف يك  تابعيت  داشته باشند ،  البته  تنها  اين اولين قانون شكني شخص وحاكميت آقاي كرزي نيست  واكثر كار ها خلاف قانون  انجام  مي شود، اما مهم اين است كه زمانكيه آقاي كرزي درهمچو موارد مهم ودرجهت  تعيين سرنوشت مهمترين ركن  دولت يعني قوه قضائيه قانون را درنظر نمي گيرد ويا هم نميداند. پس  در چه حالاتي انتظار درك وتطبيق مفاد قانون را ازسوي  وي داشته باشيم.

 اينجا ميتوانيم بگويم كه آقاي  كرزي بعنوان  مشهور ترين ومشهود  ترين تبعة نقض كنندة قانون  دركشور محسوب مي شود  اينكه اين كاراز  روي هدف  شخصي  صورت مي گيرد  ويا عدم  آگاهي ودرك مشكل  خود آنهاست  ، وقتي اين  اقا مشكل دارد اين دوتن معاون پركروفش وبالا نشين  چه كار هستند  واين  تعداد مشاور و حمله وخدمه كه امكانات  فراواني  را به مصرف  ميرسانند  چه مسووليت  دارند  چرا آنها  به اين مسئله توجه نمي كنند  تاعملكرد  بادارشان سوال  برانگيز ودور از قانون نباشد ، معاونين  چاي سبز مي نوشند واحترام ؟؟! مي شوند وديگران  هم زدوكند مي كنند ومشكل  خود را حل مي نمايند  اينجا پارلمان  بايد بعنوان  مرجع مردمي  متوجه چگونگي قضيه بوده  باشد وعاقلانه تصميم بيگرد ومانند راي دادن به كابينه  ازانگشت  جنگ دادن استفاده  نكنند  كه پارلمان هم بادرك  مسووليت خود بيشتر آنها را ردكردند، كمبودعمده  ديگر اين ساختار  نبود زنان وعلما و دانشمندان  وابسته  به اقوام ومليت  هاي ديگر چون ازبك ، تركمن و ... دران  ميباشد

اصرار براي حضور حتمي  بالاي شخص صورت مي گيرد  كه نه سند تحصيلات  عالي دارد ،  نه توانايي  وظرفيت كاري دارد ونه حوصله  وافتخار ، نه اثري دارد ونه اثرگذار است با اين خصوصيات كه آقاي شينواري  دارد درهركوچة شهركابل ودر هر قريه ومحلات افغانستان ده ها وصد ها انسان مشابه با او ويا هم داراي خصوصيات ومدارك  بلندتر از اوپيدا مي شود ، اگرصرف  ازلحاظ  سن وسال كمتر باشند ازلحاظ سند وتوانايي واستقلاليت بالاتر هستند ،اين دوپا را دريك موزه بند كردن براي تقرر يك شخص غيرواچد  شرايط درست وعاقلانه  نيست ، قحط الرجالي  هم نيست مادركشور خود شخصيت ها، دانشمندان  وعالماي زيادي داريم  كه داراي تحصيلات  عالي وسن مناسب  هستند وميتوانند  درست كاربكنند  ، اگربه شخصيت هاي ديگر اقوام فرصت داده نمي شود  درميان برادران  پشتون هم علما ودانشمندان  واجد شرايط  زيادي  وجود دارد كه هزار بار بهتر ازشينواري ميتوانند  اين مسووليت  مهم را انجام دهند وجعل  كار هم نيستند  ، بناً دراين لحظه حساس  بايد آقاي كرزي به شدت متوجة مهميت  موضوع بوده باشد وعاقلانه تصميم بگيرد.

عبدالقهار سروري

Qahare_sarwari@yahoo.com

                                                                    

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

آيا پارلمان توانسته است تا امروز طبق خواست مردم عمل نمايد ؟

 مردم افغانستان كه مشكلات  زياد دارند واز وعده هاي دروغين حكومت حوصله  شان به سر رسيده است باجديت عملكرد پارلمان را دنبال  نموده ومورد ارزيابي  قرار ميدهند.

 پارلمان  بعنوان مرجع  مردمي از ارزش خاص برخوردار بوده وچگونگي   عملكرد  آن براي مردم بسيار مهم بوده وبه جايگاه  وموقف آن نيز درميان مردم به شدت  اثر گذار است .

 درآغاز كار پارلمان  مردم توقع  داشتند  تارسيدگي  به مشكلات  آنان وتلاش درجهت ايجاد يك  ساختار منظم كاري دولتي درسرخط  برنامه هاي آنان قرار داشته باشد ، اما با شروع شدن كارپارلمان  وگذشت يك مدت كوتاه ديده شد كه خواسته هاي مردم بطور چشمگير عملي نيست وپارلمان هم زياد موفق وموثر ثابت نشد .

درآغازين مراحل  كاري پارلمان  ديده شد كه تلاش براي  بدست آوردن منافع  وامتيازات  شخصي برجسته ترين خواست اكثرازعضاي پارلمان  را تشكيل  داده ودرمورد  مهم پارلمان نتوانست  ازموقف وجايگاه  خود دفاع نمايد ، بي اعتنايي  به چگونگي  تشكيلات  حكومت نوحه  راي دهي به  وزرا و قرار گرفتن عده از وكلا  پهلوي صندوق  هاي راي وزرا بعنوان هواخواهان آنان كه اين حركت توهين به كرسي پارلمان  محسوب مي شد.

 از دست دادن حق تصميم  گيري درمورد  سه وزير كه سرنوشت  شان به جنجال  مواجه شده  بود اما بعد  بايك سناريوي عجيب به كرسي هاي وزارت  خانه ها تكيه  زدند ، وپارلمان  جز نقش بيننده  كاري ديگري نداشت ضعف  كاري ولسي جرگه  را نشان داد  و مشخص ساخت  كه تعدادي از اعضاي ولسي جرگه  توانايي حفظ اين ارزش مهم مردم را ندارند.

 بروز جنجال  هاي مغحك درجريان جلسات رسمي ولسي جرگه  هم موقف ولسي جرگه را  به شدت درميان مردم پائين  آورد ، ضعف   اداره در ولسي جرگه  هم درجريان  لحظات  مهم تصميم گيري  وجلسات كاري به نظرميرسد .  تقسيم بندي هاي نا موجه  برمبناي  اهداف ومنافع گروهي وقومي هم مشكل ديگري است در سرراه ولسي جرگه  قرار گرفته است وبه چگونگي  عملكرد  آن تاثير جدي  دارد .

 به هرحال با آنكه اكثر موقف گيري ها وعملكرد  هاي ولسي  جرگه  با خواست مردم  درتضاد   قرار داشته است با آن هم مردم انتظار دارند كه اعضاي پارلمان  كشور مسووليت هاي مهم خود را درك نموده واينرا بدانند  كه آنها يك طرف قرار داد حقوقي  باموكلين  خود هستند ومكلفيت دارند تاطبق وعده هاي قبلي  خود  وتوقع مردم عمل نمايند خود را بعنوان قوه مقننه درجهت تطبيق قوانين نافذه كشور مكلف دانسته وحكومت  را براي رعايت قانون  مجبور بسازند ، مهمتر  ازهمه حفظ ارزش كرسي پارلمان بعنوان مرجع مظهر ارادة مردم توسط وكلاي مردم است . البته آنهاي  كه روي بعضي  مصلحت  ها درصحنه آمده اند وجزنشستن وفاجه كشيدن كارديگر ندارند  معاف اند.

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

پس موتر فروش نيستي؟

 از روي تصادف دريكي  ازكوچه هاي شهركابل بايكي ازدوستانم  كه چند سال قبل درمقابل ميله هاي توپ وتانك طالبان  باهم آشنا شده بوديم وموقف كاري ووضعيت  زندگي اش مرا رنج ميداد ولي بعد ازسقوط  طالبان ترجيح داد تامانند هزاران هم تيپ خودعضو دولت و آدم مهمي باشد . واقعاً چنين هم شد ، اما بعد ازچند سال كاروكلانكاري   وبا مروج شدن سروصداي  نوسازي  وريفورم واصلاحات  اين دوست من بازهم بيكار شد ، بازهم دلم به حالت  اومي سوخت چون  اگر فعال هم نبود درآن كار وزار چند سال قبل مانند بزرگتر هاي فعلي اش دنباله رو خو بود.

 در آن روز ها كار ، زمينه زندگي وحضور درصحنة كار وزار بسيار مشكل  وبراي  آنهايكه بار خانواده را بدوش داشتند واز ترس هجوم  وحشي گري هاي طرف مقابل ما اينسو آنسو ميرفتند  بسيار مشكل بود ،  درآن روز هاكه من مانند اين شخص درظاهر به نظر من ساده مظلوم  كه مسووليتي جز خودم وهم دوستان عرصة كار خودم نداشتم يعني مسووليت  خانوادگي وبا مسووليت  اندكي كه درصحنه  عمل آن روز گارداشتم ميتوانستم كمك  هاي اندكي  به دوستان  بكنم ازجمله اين آقا . خوب بايد هم  ما باهم همدردي  ميداشتيم  ، اما اين بار  كه من هيچ  كاره نبودم نميدانستم  با اين دوست ديرينه ام كه به نظر من مظلوم  هم قرارگرفته بود وازكار  بركنار شده بود چگونه همكاري نمايم براي اينكه  مشكل ايجاد  نكنم نميخواستم  به خانه اش بروم اما طبق اصرار وي  به خانة او رفتم  واو همواره از زندگي  ، مقامات  دولت وبزرگان جبهة متحد شكايت مي كرد ، هنگام داخل شدن به صحن حويلي  وي ناگهان چشمم  به چند عراده  موتر خورد ، دردلم گفتم آدمي با ابتكاري  است حتماً موتر فروشي  مي كند تابيكار نباشد ودر روز گار به مشكل مواجه نشود ، زياد خوشحال  شدم  كه زمينه زندگي اش را مهيا نموده است ، خانه هم كه رفتيم چيز هاي  رادر ذهنم بادرنظرداشت سابقه زندگي وي  ايجاد مي كرد  ولي كوشش  مي كردم  تا تعبير هاي شخصي بدهم كه شايد چنين وچنان باشد ، بازهم شكايت  از زندگي وحيف گفتن به زحمات ، خوب زحمات  هم برايم معلوم  بود قسميكه قبلاً اشاره  كردم مانند كلانترتيپ خود جز دنباله روي كاري ديگري  نداشت كوشش كردم تا به نحوي دلپري بدهمش  وباوي اظهارهمدردي كنم ، ولي با مشاهده برووضع  زندگي   اوباور هايم هرلحظه  تغيير مي كرد ولي شكايات وي  جريان داشت ، مانند اينكه درمقابلش  يك آدم  كاملاً نا آگاه ازقضاياي آن سال  ها قرار داشته باشد باچهرة بسيار حق  به جانب  اسم بزرگان آن روز گار را مي گرفت وچنين قلمداد  مي كرد كه چه  زحمت  هاي با آنان كشيده است. درحاليكه من ميدانستم كه هرگز  اين اتفاق نه افتاده بود كه حتي يك ساعت هم اين با آنها همكاري مي بود ولي  شكايت واصرار و .....  همچنان وجود داشت  من كه زياد دلم به حال زار اين دوست ديرينه ام سوخت ديگر تحمل  نكردم وخواستم وي  را دل پري بدهم ، گفتم :  جناب ... صاحب  خوب خير است بازهم شما باهمت هستين اگروظيفه  را از نزدت گرفتند، فعلاًُ همين موترفروشي  كه شما فكر مي كنم درآن مشغول هستيد خوب است ، روز گار تير شود، يكبار  باصداي بلند گفت برادر  كدام موتر فروشي ؟  توهنوز جنجال  اين روز وروز گار را نديه اي ، اين بي انصاف ها خو پاس خدمات  مرانداستند  ، يك ادارة پر جنجال  بي درآمد را به من  دادند آنرا هم پس گرفتند ، يك نود هزارك دالر داشتم همين خانه راخريدم  ، اين بي انصاف  ها سه نمره  زمين درپروژه 315 ويك بلند منزل بي ارزش  درساحة تايمني  به من دادند وپول مصرف ساختن يكي آنرا هم به من ندادند ، درحاليكه تمام شان ميدانند  كه من بيكار  هستم ، وناجوان ها معاش سه نفر را ازطريق ...  اداره به من روان مي كنند فقط كه من گدايي  گر باشم  گوش كن حيف زحمات ما به اينها ، گفتم اينموتر ها ؟ گفت: آها ، اين موترك ها از اولاد ها است آنها مكتب وپوهنتون ميروند  ، دختر هاوبچه  ها بسيار شق مي كنند ، پشت بيكاري من نمي گردند ودوتاي  شان دريك موتر نميروند مجبور شديم به هركدام شان يك موتر بخرم ، بازهم  خدا خيربدهد صاحب قبلي  اين حويلي راكه صحن حويلي اش كلان است ورنه اين مشكل را چگونه حل  مي كردم ، شكايت ها بازهم جريان داشت و اين بار خود را فراموش  كرد ومتوجة ديگر مظلوم هاي كه به زعم وي درحق شان ظلم  صورت گرفته بود وزحمات  شان ناديده گرفته شده بود گرچه  من تمام شان را مي شناختم  وازدوستان  خود كه چند سال بعد ازسقوط طالبان كلانكار بعضي ادارات بودند ومن ازحد درآمد اين نهادها قبل  ازين هرگز معلوماتي  نداشتم.ياد كرد . شكايت هاي خود را چنين دوام  داد:

...صاحب  كه چقدر زحمت كشيد يك  نمره زمين بيكاره درشيرپور، دوبلند منزل  درشهر ودونمره هم خودش درخيرخانه گرفت  ، برايش  دادند ديگرهيچ  كمك همرايش نكردند   وبيچاره  يك چهارلك دالر داشت كارشخصي  راشروع كرد گوش كن اين نظام  بسيار خطرناك و مخالف ما است، ..... صاحب چقدر مهم بود واز خويشاوندان  نزديك فلان صاحب هم  بود و همرايش  بود ، غير ازينكه  بيچاره چهار حويلي ره درخيرخانه خودش  خريده  دونمره در رحمان مينه  ويك بلند منزل  در پروان سوم برايش  داده اند ويك دوسه لك دالر هم  خودش  دارد وبه چه مشكلات  زندگي مي كند!!!  به همين ترتيب قصه اش تا پنجاه  ، شصت نفر كه باهم  مي شناختيم دوام كرد وقصه بيچارگي  بود وچند بلند  منزل وچند خانه وچند  لك  دالر وبيكاري !!!

يكبار حالتم برهم خورد وتمام سوالات  كه درذهنم وجود داشت حل شد ودانستم  كه اين شهر چگونه چور وچپاول شده است ، چرا اين گروه با همه زحمات از هم پاشيد وكه ها كدام جريانات  را بدنام كرده اندوچه اشخاص ازكدام نام ها وآدرسها به چه پيمانه وسيع استفاده  جويي نموده اند وچه كار هاي  شرم آوري صورت گرفته است، درحاليكه  زحمت ديد گان اصلي ديگران بودند وهرگز دراين  چوركان سهمي نداشته  اند ونخواسته اند .

ع.س

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

موقف هاي احساساتي مسوولين دولتي درمقابل پاكستان به نفع مردم مانيست

ظرف چند سال گذشت بعد ازسقوط رژيم طالبان كه ازحمايت  پاكستان برخور دار بودمسوولين دولتي افغانستان رفتار چند رنگ وموقف گيري هاي لحظة درمقابل پاكستان داشته اند ،  ظرف اين چند سال دولت افغانستان همان گونه  كه اينك را سياست شفاف وثابت خارجي برخوردار  نبود ونيست درمقابل پاكستان هم كه داشتن  روابط نيك دور ازنيرنگ بازي ها به وضع امنيتي  وبهبود اوضاع دركشور ما بسيار مهم است يك پاليسي دقيق ومعقول  موجود نبوده است . مقامات  افغاني  گاه به شدت عصباني  شده اند وگاهي هم از حد زياد نرمش نشان داده  اند كه اين حركات لحظة وزنه  مارا درنزد طرف به شدت سبك ساخته است قسميكه نتايج  آن ديده شد. افغانستان با پاكستان  سرحد طولاني  دارد واين سرحد آشوب  خيز نقطة اوج نا امني ها دركشورميباشد  درد وطرف سرحد  علايق ومشتركات  وجود دارد كه به شدت بالاي وضع  امنيتي ما ميتواند اثر نمايد ، ما نسبت به پاكستان ازين وضعيت بيشتر آسيب پذير هستيم  چون يك صلح نوپاي شكننده ويك دولت ضعيف داريم كه هنوز حاكميت  آن سراسري  نشده است و اردو  وپوليس  ماهم آن توانايي را نداردند كه درصورت بروز مشكلات  از سرحدات كشور دفاع نمايند.

 همچنان ما نبايد منافع اندك بدست آمدة خود را قرباني هوس هاي دروغنين  آنسوي ها  بكنيم كه ميخواهند توسط ما جنجال ايجاد كنند ودر روز امتحان وهنگام ضرورت پاكستاني باشند وتمام گفته ها و كرده ها را فداي  منافع پاكستان  مي كنند ، حتي يكتعداد  اينسوي  هاي كه در آنسو ريشه هاي سياسي ، اقتصادي  واستخباراتي دوانيده اندر  اينجاهستند ، اينجا مردم را احساساتي  مي سازند  ولي اعضاي خانواده هاي خودشان وسرمايه  هاوروابط  كاري شان درپاكستان   قرار دارد  روز اينجا هستند وشب آنجا ، ويا يك هفته اينجا هستند  ويك هفته آنجا به اين ترتيب  به پاكستان نسبت ما بيشتر آسيب پذير هستم . ايجاد مباحث  پيرامون مشكلات  امنيتي بلوچستان  توجه نمودن به آن دراخباروتبصره  هاي منابع نشراتي دولتي وبعضي  حركات ناپختة ديگر بيشتر به خود مان ضرر دارد تا طرف ما ، بهمين خاطر بايد ما با پاكستان داراي  يك رابطة شفاف وثابت ديپلو ماتيك باشيم تا از سرحدات خود مطمئن شويم  وزمينة استفاده جويي معامله  گران واستفاده  جويان راقطع نمايم.

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

پيام سراسري مي شود

 مجلة ويديوئي وبرنامة سيارتلويزيوني «پيام» سراسري مي شود  وبرنامه هاي خود را براي تمام كشور تهيه مي كند.

 مجلة ويديويي  وبرنامة سيارتلويزيوني «پيام» كه ازطرف پيام ملت ايجاد شده اولين ومؤثر ترين ابتكار در اين عرصه دركشور ميباشد. دو دوره نشرات اين برنامه قبل ازاين براي ولايت بدخشان  به طور آزمايشي تهيه ونشر گرديد.

 اين برنامه  مؤثر ترين  وماندگار ترين وسيله براي نشراعلانات  ميباشد.

شماره تماس : 070278218

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

هموطنان عزيز!دريك برنامة مهم ملي خود سهم بگيريد

 آيا ميخواهيد ازقربانيان دودهه جنگ دركشورتان بدون درنظرداشت  قوم محيط وگروه آنان يادبود بعمل  آيد ؟ آيا ميخواهيد  يك اقدام سمبوليك  بخاطرياد بود هرساله ازين قربانيان صورت گيرد؟

 اين ياد بود ميتواند يا باتعيين يك روز ويا يك محل كه مورد قبول  همه باشد صورت گيرد.

 شما انتخاب كدام يكي  را بهتر ميدانيد.

 

 روز: .................. محل: ............... كدام  روز؟:..............  كدام محل؟:.............................. نظريات خود را به آدرس  پيام ملت مقابل لوي حارنوالي  يا به ايميل آدرس  payamemillat@yahoo.com  ارسال  نموده ويا هم براي ارايه  اين نظربه نمبرمبايل : 070278218 تماس بگيريد. شهرت شما محفوظ خواهد ماند.

اداره پيام ملت

 

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

اشر في ديپلومات ونويسنده افغان مورد سؤ قصد قرار گرفت.

 سيد احمد اشرفي يكتن  ازچهره هاي روشنفكر ونويسندة موفق افغانستان كه قبل ازسقوط  طالبان  در روشن  سازي افكار عامه نقش عمده داشت و بعد ازسقوط  طالبان بعنوان ديپلومات  عالي رتبه ايفاي وظيفه مينمود ازسوي افراد  مجهول  الهويه مورد تهديد وسؤقصد قرارگرفت ولي به وي آسيبي نرسيد.

آقاي اشرفي  بعد ازسقوط طالبان بحيث جنرال قونسل  افغانستان درجده وبعد بحيث  مستشار  وزير مختار درسفارت افغانستان دركويت ايفاي  وظيفه نموده واخيراً به كابل برگشته و دراين شهر بسر مي برد.

 اقاي اشرفي كه ازولايت تخارافغانستان مي باشد  درزمان طالبان موقف گيري شديد درمقابل  آن گروه داشت بناءً دست داشتن وابستگان آن گروه  والقاعده  رانميتوان دراين حادثه  ناديده گرفت.

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

سرقت منزل وبي خبري پوليس

 درهفته گذشته شب 10/11 /2/1385 منزل مسكوني محترم حاجي محمد علم  ولد حاجي  محمد اصغر  مسكونه اصلي قريه ده يعقوب ولسوالي بگرامي  ولايت كابل مسكونه فعلي منطقه نيازي بني حصار مربط ناحيه  هشتم توسط يك تعداد  ازسارقين  مسلح كه گفته ميشود  به شكل يك گروپ منظم حدود 12-15 نفر بودند به سرقت برده شده ونامبرده  توسط سارقين مسلح مورد لت وكوب  توسط قنداق تفنگ قرار گرفته وهم چنان تهديد شده است درصورتيكه موضوع  را به پوليس اطلاع دهد  كشته خواهد شد قابل  ياد آوريست كه دراين  اواخر سرقت هاي  مسلحانه  گروپي درشهركابل بيشتر گرديده  وپوليس  ازكنترول ودستگيري  اين سارقين عاجز آمده اند چيزي كه درقضيه سرقت منزل حاجي محمد علم قابل توجه  ميباشد اين است كه ازموضوع  حدود يك هفته ميگذرد اما ازسرنوشت  قضيه كه  فرداي همان شب به پوليس  حوزه مربوط وقومانداني امينه كابل  اطلاع  داده ميشود دونفر ازمظنونين قضيه  دستگير  اما هيچ نوع اقدام  ديگر در دستيگري  سارقين واموال سرقت شده به چشم نمي خورد  كه اين حالت بي تفاوتي  كامل پوليس  را درمورد تعقيب ودستگيري چنين نشان ميدهد. قابل ياد آوريست  كه محترم حاجي محمد علم  ولد حاجي محمد اصغر درگذشته مدت چهار سال به حيث معاول دفتر حوزه وي موسسه (AHDS) درشهرپشاور درپاكستان وولايت  كندهار كار نموده وبعدازسقوط  رژيم طالبان  ازسال 2002 الي سال 2006 به صفت مدير لوژستيك وخريداري  در موسسه مرسي كور Mercy Corps درشهركابل  وظيفه اجرا نموده است. وفعلاً به حيث معاون شركت ساختماني  عمرسلطاني مضروفيت دارد. سارقين  بعد از لت وكوب نامبرده وتهديد خود اش  وخانم اش ، اموال ومبالغ پول نقدا  را به سرقت برده اند مبلغ 17000 دالر امريكائي  كه جهت آبادي منزل شخصي شان درخانه  شان گذاشته بودند ، يكصدوده هزار افغاني  پول نقد . حدود بيش ازيكصدوسي گرام طلا شامل سيت مكمل عربي يك سيت چوري يك جوره چله  وانگشتر  يك پايه كمره ديتجل فلمبرداري مربوط نامبرده و مهمان  كمره عكاسي . به اميد اينكه مسولين  محترم امنيتي  درقسمت مشكل  نامبرده توجه جدي نموده  تا ازيك طرف بادستگيرسارقين پوليس ملي ما سربلند  شود وازسوي  ديگرمردم بيشتر باپوليس همكار شوند. حاجی محمدعلم

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

وضع ناهنجار صحت درافغانستان

ماكه وارث چند دهه جنگ وويراني و بربادي واميد 30 ميليون  نفوس كشور خود هستيم  قبل از هركار ديگر بايد تجارب  گذشته  خويش را نقد نمائيم چنانچه مادرطول تاريخ بسيار خوب توانسته ايم كه فرزندان  خويش را درمعركه استقلال  بفرستيم  وشهادت شان را جشن گيريم  ولي هيچ گاهي  ندانسته ايم كه مقاصد واهداف  آنها را چگونه  جامة  عمل بپوشانيم . مادرحالي كه دربام دنيا نشسته ايم  ولي سيلاب خون مريضان  هموطنان  ما به اين طرف وآنطراف ديوار مرز ها سرايز ميشودتابه طراوت بهارستان  ديگر بيفزايند مانه ازموقعيت بلند  كشور  خويش استفاده برده ايم ونه هم از جويبار خون گرمي كه ازرگ هاي مريض ما فروريخته  است لذا افغانستان  امروز به بيماري مي ماند كه دربستر علاج  بحالت  بي هوشي  بسر مي بردونخستين قدم درجهت  اين بيمار براه انداختن  يك گفتگو وتفاهم  صادقانه ملي لست بپردازيم آيا وقت آن فرانه رسيدهاست كه احساسات كور وعواطف زود گذار را كنار گذشته ولحظة بحال 30 مليون  نفوس مريض  خويش هوشيارانه بي انديشيم وازتجربه تلخ كه محصول خون مليون  ها انسان به اثر امراض انتاني تباه كن از بين رفته درسي بگيريم  من نمي ندانم  افغانستان كم يا بيش از 30 ميليون نفوس داردوهمه آنها مريض اند براي صحت مندي آنها چاره  بيانديشم اينك مشكلات  هموطنان خويش را ماده  وار ذيلاً مينگاريم:

1-  مردم ما دسترسي نداشتن به صحت درقرا وقصبات  بوده هيچنوع تحرك به مشكل  مردم ازطرف وزارت  صحت عامه ديده نميشود  ازنظر مردم درهمين چهارسال گذشته وزات  صحت عامه كدام حركت مثبت درراه كدام  هموطنان  مريض ماانجام نداده وفيات  ازسبب امراض مانند  اسهالات  ، ملاريا ، سئوتغذي ، سرخكان ، سينه وبغل ، توبركلوز ، ايدس كم خوني روبه افزايش  نهاده است به چنانچه  داكتر طب معالجوي  تنها نفر مريض  را راجع به شكايات  واعراض  آن  مي پرسند برخلاف  داكتر طب معالجوي داكترهاي طب  وقايوي صحت اجتماعي  را تحت  كنترول واپيديولوژي (Epidemilogy) تمامي امراض شناخته  شده وناشناخته  رانظارت مينمايند . ازطرف ديگر درولايات كشور ما وضعيت خدمات صحي درولسوالي  ها اصلاً وجود ندارد مردم قطعاً به داكتر ، لابراتوار  دوا دسترسي ندارند ومجبور  اند ساعت ها راه پيمائي  نمايند تابيك كلنيك كه ازابتدائي  ترين امكانات صحي را به اختيار ندارند ميرسند آيا به چشم سرملاحظه  نكرده  ايد كه چقدر بي تفاوتي ها درحصه مريضي ها تان درشفاخانه ها وجود دارد  خصوصاً درعمل جراحي پايواز مريض  مجبور است يك پروتوكل  چند صد دالري  درخارج شفاخانه با داكتر مربوط امضا نمايند وپول  آنرا پيش پرداخت  مي پردازد  ويك تعهد ديگر نيز از پايواز مريض اخذ ميكند  كه بمن ارتباط ندارد  اگر مريض  درحين اجراي عمليات  ازبين ميرود ويا زنده مي ماند.

2-  براي منتظر ماندن پايواز  مريض داخل ويا خارج  شفاخانه درايام سرد زمستان اطاق  انتظار وجود ندارد . خون كه براي علميات ضرورت است ازبازار سياه به قيمت بسيار بلند خريداري  مينمايد.

3-  دواهاي  ضرورت داخل نسخه درشفاخانه وجود ندارد پايواز مريض  مجبور است دواهاي بدون كيفيت  داخل نسخه داكتر را ازدواخانه بيك قيمت ظالمانه  بلند خريداري كنند.

4- نظر نويسنده  درين است اگر بخواهيم به همه پرابلم هاي جامعه خويش فايق  آيم بايد از همه اولتر جامعه خويش را كه ده ها مرض خطرناك تهديد بمرگ ميكنند نجات بدهيم  . بعداً بالاي يك جامعه سالم  وصحت  مندپلان  وپروژه بازسازي  را پيش ببريم . يعني ازشخص  مريض وعليل وبار دوش  جامعه چه نوع توقع پيشرفت  وبازسازي  را داشته  باشيم . وزارت  صحت عامه  كه سالانه مليون ها دالر ازمنابع خارجي كمك  مي شوند. همه به راه هاي منفي مصرف ميشود  وكدام حسابدهي نزد كدام  ارگان  مالي وعدلي  ندارند.

5-  مرض سگ ديوانه كه يك مرض خيلي خطرناك وكشنده  ميباشد، يگانه  تداوي آن تطبيق واكسن  آن ميباشد درحاليكه  همين حالا وزارت صحت عامه باوجود كمك هاي زياد واكسن  آنرا به اختيار ندارند.

6- لابراتوار تشخيص مرض  كولارا يا  مرض وبا درايام گرما حيات مليون ها انسان را تهديد بمرگ  ميكند وهم لابراتوار توكسيكولوژي يا لابراتوار  زهرشناسي هر روز واقعات غم انگيز را ايجاد مي نمايد  وجان هزاران  هموطن ما را تهديد بمرگ  ميكند وهم لابراتوار  زونوز كه تقريباً 300 امراض بين انسان وحيوان مشترك  ميباشد يعني ازحيوان به انسان بشكل  ساري انتقال ميكند مانند مرض  انتركس ، بروسلفد ، انفلونزا  (مرغي) توبركلوز ، جنون گاوي وغيره   وهم لابراتوار ديرولوژي كه صد ها نوع امراض ويروسي كه حيات مليون ها انسان خورد وبزرگ را تهديد بمرگ ميكنند كدام لابراتوار وجود ندارد . و تشخيص  امراض متذكره فوق ازجمله اوليت ها مقدم واساسي وزارت صحت عامه ميباشد . نداشتن  لابراتوارهاي متذكره فوق وعدم تشخيص امراض نام برده شده جرم شمرده ميشود . درحاليكه  باشند گان شهركابل همين بي تفاوتي  هاي وزارت صحت عامه  را به چشم سرمشاهده ميكننديا نمي خواهند  ويا اگرميخواهند خود را زحمت نمي دهند  كه راجع  به همين مشكلات  اجتماعي  جامعه خويش صداي  اعتراض خو را ازطريق  نماينده هاي انتخاباتي  خويش درپارلمان  ويا ازطريق  تلويزيون ها ، راديو ها روز نامه ها يامجلات بلند نايند تادرسطح رهبري وزارت صحت عامه اشخاص  دلسوز انتخاب  شوند تابتوانند مشكلات  متذكره فوق را رسيدگي  نمايند  درخير ياد آور ميشوم  كه دولت ها درتمام دنيا مطبوعات  ، جرايد روز نامه ها قوه چهارمي  را تشكيل   ميدهد جاي  بسيار تاسف است كه بيش از صد ها روز نامه درشهركابل راجع به  موضوعات  جامعه نشرات واخبار هابه چاپ ميرسانند  درين  مدت چهارسال  بيكي ازمشكلات  مردم ازطريق  نشر روز نامه ها كدام ارزش قايل نشده اند.

 اميدوارهستم  حالا ما سه قوه فعال وانتخابي  به اختيار داريم وقوة چهارمي  رانيز بايد فعال  بسازيم  تاهموطنان ما مشكلات  صحي مردم خويش را ازطريق  رسانه ها  وروز نامه  به اطلاع دولتمردان  برسانند.

 

الحاج جنگي شاه فارمسست

كارمندبانكخون مركزي

+ نوشته شده در  Sat 27 May 2006ساعت 11:45 قبل از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

سرمقاله:پارلمان كشور بايد در مورد دادن رأي اعتماد به كابينة منافع ملي را بيشتر در نظر داشته باشد

موجوديت يك سيستم وادارة سالم و كار آمد براي بهبود اوضاع در كشور ضروري  و حتمي است.

مردم افغانستان  مشكلات و آرزو هاي فراواني دارند كه تا هنوز به آن رسيدگي صورت نگرفته است.

  در سال هاي گذشته مردم در  تعين سر نوشت شان كمتر نقش داشتند اما، بعد از گذشت سال هاي  فراوان اين اولين بار است كه مردم از طرف نمايندگان خود در تعين سرنوشت كاري كشورشان و روي كار آمدن اعضاي كابينة دولت نقش دارند، بدون شك توقع جدي مردم از نمايندگان شان هم در اين شرايط حساس بخاطر بر آورده شدن آرزو ها و حل مشكلات وطن شان اين است كه در اين مورد مهم با توجة جدي به منافع ملي و خواست مردم عاقلانه تصميم گرفته وزير بار فشار ها و حركات  معامله گرانة مهره هاي معامله گر نروند.

مسئلة دادن رأي به كابية پيشنهادي دولت هم از جملة مهمترين مسايل بحساب ميرود.

 دراين روز ها بحث گرم هم پيرامون دادن رأي اعتماد از سوي پارلمان كشور به كابينه  پيشنهادي آقاي كرزي رئيس جمهور كشور ميباشد. آقاي كرزي يك لست بيست و پنج نفري را بخاطر گرفتن راي به پارلمان معرفي نموده است، در لست متذكره با تغيرات اندك اكثر وزراي قبلي يا درپست هاي قبلي و يا با تغير جاي موجوديت دارند.

ناگفته نبايد گذاشت كه ظرف سالهاي گذشته، بخصوص يكسال اخير بعد از انتخاب آقاي كرزي بعنوان رئيس جمهور كشور، مردم كاركرد هاي اكثر از وزراي معرفي شده را مشاهده كرده اند.

ناگفته نبايد گذاشت كه در ميان اين افراد انسان هاي توانمند و مؤثر هم حتماً وجود دارند ولي  در هر حال تصميم و ارادة پارلمان در جهت دادن راي اعتماد شرط است.

اما نقطة مهم قابل توجه در اين مورداين است كه اعضاي محترم پارلمان  كشور بايد بادرك رسالت تاريخي خود بدون در نظر داشت منافع شخصي و گروهي ومعامله گري هاي ناموجه، با در نظر داشت درايت و اهليت و توانمندي وزراي معرفي شده به آنها راي اعتماد بدهند، قبل از هر چيز سوابق كاري،  اندازه صداقت آنان نسبت به مردم و كشور و ظرفيت كاري آنان رامورد ارزيابي قرار دهند، با در نظر داشت مشكلات روز افزون در كشور  و ناموفق بودن نظام ها و تشكيلات كه بر مبناي معامله وتقسيم بندي قومي و گروهي در سال هاي گذشته بوجود آمده بودند با يك ديدگاه و سيع ملي موضوع را مورد ارزيابي قرار دهند، چون تنها يك كابينة متخصص، متعهد و با اهليت ميتواند كار هاي چشمگيري را براي بهبود اوضاع دركشور انجام دهد،موجوديت يك عده از نمايندگان كم سواد و كم تجربه وشخصيت هاي با تجربه و معروف در معامله گري هاي ناكام در پارلمان كشور نگراني ها را پيرامون چگونگي اخذ تصميم دراين مورد مهم و دادن رأي اعتماد به اعضاي كابينه ايجاد نموده است.

ولي اين مسووليت تاريخي نمايندگان مردم است  كه بدون در نظر داشت مسايل ياد شده آرا دانه و آگانه به وزراي مفيد رأي دهند.

+ نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

يك ابتكار نو و بي سابقه در عرصة ارتباطات از سوي پيام ملت

مسوول پيام ملت باروي دست گيري ابتكار جديد  در عرصة ارتباطات و اطلاع رساني براي اولين بار به ايجاد  بر نامة سيار تلويزيوني و صوتي و تصويري اقدام نمود.

ماهنامة صوتي و تصويري (پيـــــام) ضميمة نشريه پيام ملت كه از سوي عبدالقهار (سروري) تهيه و ايجاد گرديده فعلاً براي مردم ولايت بدخشان پخش و تكثير ميشود، اين بر نامه با ويژه گي هاي خاص خود و بدون ضرورت  وسايل و امكانات زياد توانسته تا حتي به دور دست ترين نقاط بدخشان نشرات خود را برساند و خلاي موجودة معلوماتي را تا حدي پركند، پيام ملت اميدوار است تا بتواند اين بر نامه را همگاني و سراسري بسازد.

 

+ نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

شيخ شينواري توانايي و ارادة حراست از مسند مهم قضا را ندارد

برخورد نادرست دولت و قوة قضائيه كشور پيرامون قضية عبدالرحمن مرتد، توهين، به دين، بي اعتنايي در مقابل قانون اساسي، پايمال نمون اراده مردم  ولكة ننگي جبين نهاد هاي  قضايي و حقوقي كشور محسوب مي شود.

بدون شك تصميم شرم آورو غير قابل تصور دولت وقوة قضائيه افغانستان پيرامون قضية محاكمة عبدالرحمن شخص كه به دين مسيحي گرويده و با جرئت در مقابل قاضي كه حتي قاضي از لحاظ رواني زير تاثير وي رفته بود ارتداد خود را اعلان كرد، با وجود حكم وسيع قرآن و ديگر دستورات ديني پيرامون اين قضيه وضمانت قانون اساسي از تحقق ارزش ها و دستورات دين مسلمانان افغانستان و جهان را خشمگين و حيرت زده ساخت.

اين تصميم نفرت آور و ننگين شيخ شينواري مرد كهن سال در ظاهر دارندة لباس روحانيت به تن كه بايد در اين سن و سال و وضعيت صحي در صورت اعتقاد كامل به ارزش هاي ديني تمام امتيازات و منافع را فداي دين و ارزش هاي ديني نموده و پابند اساسات دين باشد تا در آخرين روز ها و يا هم سال هاي عمر داشتة را با خود ببرد، ولي بر عكس اين شيخ نمايشي به حدي در خواهشات نفساني و توقعات شخصي غرق شده است كه حاضر است شرم آور ترين كارهاي را انجام دهد ودين و ارزش هاي ديني را بخاطر چوكي و موقف آن هم با اين وضعيت زندگي و صحي بفروشد و به تمام  ارزش هاي و دستورات ديني توهين نمايد.

بدون شك اين يك امتحان جدي هم بوده، يك امتحان بود كه مسلمانان و قاضي وابسته به احكام و اساسات اسلامي را از دفتر نشينان دين فروش وخود فرو ختگان ذليل تفكيك مي كرد.

وقتي ما دقيق متوجة قضيه بوده باشيم و با در نظر داشت صراحت حكم دين مبين اسلام پيرامون اين مسئله و با در نظر داشت عملكرد شتاب زده ونو كر مانند مراجع قضايي و رهبري نظام به اصطلاح اسلامي مان كه طبق دستور مقامات كشور هاي غربي و از بيم آن كه نشود نا راحتي آنان بيشتر شود و با بهانه جويي ها براي رهايي و حفظ جان شخص مرتد كه بايد محاكمه مي شد از سوي شينواري مسئول كاركنان دستگاة قضايي و ديگر اعضاي آن دستگاه كه نام بزرگي را هر كدام با خود دارند ولي متاسفانه جز ترين همت شخصي و دلبندي به دين و ارزش هاي ديني را نداشته اند چه آبروي براي مرجع قضايي و نهاد هاي حقوقي و اجرايي كشور باقي مانده است و مردم چگونه ميتوانند به اين دستگاه فاسد و دور از دين و ارزش هاي ديني اعتماد و باور داشته باشند .

واقعاً بهانه را هم که براي ان شخص قاضيان خوش خدمت و دين فروش در نظر گرفته بودند  که گويا آن شخص    تکليف رواني  دارد بسيار مسخره و احمقانه بود چون از لحاظ رواني آن شخص کاملا ً  صحت مند و مطمين بود و نسبت به قاضي جسور تر موقف گيري مي نمود و خودش به صراحت اعلان کرد که از صحت کامل برخوردار است و مسيحي شده است ، ولي حرص نوکري و مزد  باعث شد تا به دستور شيخ کلان ولي بي همت داد گاه عالي کشور اين بهانه براي يک مرتد ساخته شود و زمينه رهايي بدون قيد و شرط آن مهيا شود اين تصميم و کار کرد شرم آور و ضد ديني در حال از سوي داد گاه کشور صورت مي گيرد  که يک تعدادي زيادي به نام عالم دين ملبس با لباس روحانيت به شمول مولانا شينواري بزرگتر آنان در چوکات آن نهاد وجود دارند، ولي  به حدي  غرق  در خواهشات بيهوده نفساني و تحقق بي عدالتي و وارونه جلوه داده حقايق براي جيفه و طعمه شده اند که حتي دين را فرا موش کرده اند وبا دين هم معامله  ميکنند ، به راستي اگر ذرة دلبندي وارزش دهي به دين و ارزش هاي  ديني وجود ميداشت و اگر اين علما دين اسلام نشسته در مسند قضائي  اسلام اندکي مسلمان و پيرو دستورات دين مقدس  اسلام مي بودند آيا امکان اخذ  اين تصميم  وجود  خواهد داشت ؟ هر گز نه ، آيا براي شينواري شيخ فاني و ديگر همکاران خواب برده اش اين بهتر وآبرو مندانه تر نبود  که در صورت عدم توانائي  تطبيق  احکام دين در همچو حالات  مهم و خطر ناک  آبرو مندانه استعفي بدهند و از کار قضائي به نام اسلامي که فرمان آن در موارد مهم بدست دشمنان  اسلام و غير مسلمانان است کناره گيري نمايند ؟  واقعاً نبود وجدان بيدار ، عزت نفس و ديانت  صادقانه هم قابل توجه است ور نه  هر گز  هيچ کس حتي يک مسلمان عادي ، يک دهقان و چوپان حاضر به انجام  اين کار نيست چه رسد به يک عالم دين ؟  قاضي به اصطلاح محکمه اسلامي .

 بدون شک اين عمل ننگين و شرم آور براي اقاي کرزي رئيس جمهور منتخب جمهوري اسلامي افغانستان ؟!! به جمهوري اسلامي که تمام قوانين آن بايد طبق دستور قانون  اساسي فرمايشي خود آقاي کرزي مطابق دستورات دين مقدس اسلام باشد هم بسيار شرم آور است و بعنوان مسئول کشور و مسوول  قوه سه گانه  ضعف  و نا تواني عدم موجوديت علاقمندي وي را پيرامون تحقق  دستورات دين و دفاع از احکام و ارزش هاي ديني نشان ميدهد.

همچنان اين نشان دهندة آن است که اين آقا با قوه قضائيه خود ساخته و زيرا مرش دستورات و فرمايشات دوستان غير مسلمانش را بر دستورات خداو احکام دين و  مفاد قانون اساسي کشور تر جيح ميدهدو و بر  آورده ساختن خواهش و دستور آنان حاضر است تا تمام اين ها را زير پاي نمايد .

واقعاً بسيار خجالت آور و خطر ناک است ، چه مسلمان با غيرت و با  عزتي ؟ !! واي به حال شان،  ذلت و پستي هم از خود حد دارد .  اين مراجع فاسد فقط در مقابل افغان هاي مسلمان بي دفاع جدي  هستند و خطر ناکي خود را نشان ميدهند و با اندک اشتباه آنان را مورد توهين و تحقير و اذيت و ازار و مجازات هاي  نا عادلانه قرار ميدهند ، ولي در همچو موارد کرزي هم داراي کله ثابت نمي باشد و شينواري هم داراي مفهوم ديني کامل.

واقعاٌ اين بسيار خطر ناک است و براي جامعه مادر آينده پيامدهاي بسيار زشت و خطر ناک را در قبال داشته و حمايت غير مستقيم مسئولين کشور اسلامي ما ؟! حتي قاضي صاحب هاي مسلمان ما را از افراد که مرتد ميشوند و به اديان ديگر گرويده ميشوند خلاف احکام دين نشان ميدهد و اين  عملکرد خطرناک راه را براي گسترش و افزايش اين حرکت آن هم با پشتيباني کشور هاي با امکانات غير اسلامي هموار خواهد ساخت ، کرزي و شينواري ضمن ناديده گرفتن دستورات دين اسلام به قانون اساسي کشور و اراده مردم که از طريق پارلمان تمثيل ميشود به شدت توهين کرده اند ، چون هم قانون اساسي کشور به   صراحت مخالف اين عملکرد ميباشد و هم پارلمان شديداٌ مخالفت خود را ابراز داشته و خروج شخص مرتد را ممنوع اعلان نمودند  که اعتنايي به آن صورت نگرفت و  خلاف تمام ارزش ها  عمل شد ، حالا مردم بايد متوجه شوند که قضيه تا چه حد مهم و خطرناک است و چه مسئوليتي را در قبال دارند تا با در نظرداشت همچو تصاميم  و حرکات نادرست و توهين آميز در  مقابل دين با استفاده از حق مشروع خود از ارزش هاي دين خود دفاع نمايند.

مسئلئه ديگري  که قابل ياد آوري است اين ميباشد که احترام قايل شدن به مسند نشينان محاکم و رئيس جمهور منتخب را اساسات ديني و قانون اساسي تضمين مي نمايد ، وقتيکه  آنان به آن ارزش هاي مهم و تضمين کننده ارزش  کاري خود توهين کرده اند مردم هم با خيال راحت به آن اشخاص در ظاهر با چانس و توانمند و در حقيقت مظلوم و غرق شده در گرداب خواهشات نفساني و قدرت خواهي ها توهين نمايند و يا حد اقل  جرئت  مندانه آنان را که در خواب غفلت و ذلت غرق اند بيدار نموده و متوجه کار کردهاي نادرست شان نمايند ، مخصوص  شيخ شينواري مظلوم ، مريض و حريص چوکي و پول موقف  را البته  از تصميم و قضاوت خداوندي غافل بود

عبدالقهار سروري

qahare_sarwari@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  | 

همآهنگي ميان قواي سه گانه دولت وجود ندارد

بعضي از كار كرد هاي متناقض و چندرنگ نهاد هاي سه گانه دولتي يعني قوه مقننه (پارلمان) قوة قضائيه وقوه مجريه (حكومت) نشان داد كه همآهنگي و همكاري درست ميان سه قوه دولت كه مكمل يكديگر هستند وجود ندارد و حتي در بعضي موارد مخالفت ها و عدم همكاري ها به چشم ميخورد.

برخورد قواي سه گانه، البته بر خورد و تصاميم تمسخر آميز و قابل دقت و كاملاً متضاد باهم پارلمان وقوة قضائيه كشور پيرامون قضيه عبدالرحمن گرويده به دين مسيحي كه قوة قضائيه جزء ترين توجة به تصميم و نظر پارلمان نكرد، وهم عدم آگاهي پارلمان از اصل قضيه و اجرات انجام شده در اين مورد مهم كه به منافع ملي و امنيت عامه تاثير جدي و چشمگير دارد بسيار خطر ناك است.

دولت  و قوة قضائيه ضمن آنكه تصميم نمايندگان مردم رادر مورد قضية عبدالرحمن به تمسخر گرفتند بلكه بدون آگاهي پارلمان تصميم رهايي و فرستادن اين شخص مرتد را بخارج گرفتند كه بعد اظهارات بي موقع وابراز شده دريك خلاي  معلوماتي پارلمان به جايگاه و حيثيت آن ضربه زده و حد  فاصله ميان قواي سه گانه را به نمايش گذاشت، پارلمان زماني عبدالرحمن مرتد راممنوع الخروج اعلان كرد كه او ديگر در افغانستان نبود و با سخاوت مندي شرم آور قوة قضائيه از كشور خارج شده بود.

واقعاً اين واقعيت و موجوديت فاصله ميان ارگان اساسي دولت بسيار خطرناك بوده واين گونه تصاميم و اظهارات متضاد مردم را نسبت به آينده شان نگران ميسازد.
+ نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط عبدالقهارسروری  |